مراد على شمس
617
با علامه در الميزان ( فارسى )
را در ذهن خود تصور مىنماييم كارش به جايى برسد كه به وجود خود ، وجود هرچيزى را مقهور سازد ، و در آنچه ما ميل داريم به دلخواه ما تصرف نموده آسمان را زمين و زمين را آسمان كند ، دنيا را آخرت و آخرت را دنيا كند ، و . . . و حال آنكه خود آن صوت معلول ارادهء ما است . « 1 » س 595 - پس با توجه به پاسخهاى پيشين « اسم اعظم » تأثيرشان به چيست ؟ ج - اسماء الهى ( و مخصوصا اسم اعظم او ) هرچند مؤثر در عالم بوده و اسباب و وسايطى براى نزول فيض از ذات خداى تعالى در اين عالم مشهود بوده باشند ، ليكن اين تأثيرشان به خاطر حقايقشان است ، نه به الفاظشان كه در فلان لغت دلالت بر فلان معنا دارد ، و همچنين نه به معانيشان كه از الفاظ فهميده شده و در ذهن تصور مىشود ، بلكه معناى اين تأثير اين است كه خداى تعالى كه پديدآورندهء هرچيزى است ، هرچيزى را به يكى از صفات كريمهاش كه مناسب آن چيز است و در قالب اسمى است ، ايجاد مىكند ، نه اينكه لفظ خشك و خالى اسم و يا معناى مفهوم از آن و يا حقيقت ديگرى غير ذات متعالى خدا چنين تأثيرى داشته باشد . چيزىكه هست خداى تعالى وعده داده كه دعاى دعاكننده را اجابت كند ، و فرموده « أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ ، اجابت مىكنم دعاى دعاكننده را وقتى مرا بخواند » « 2 » و اين اجابت موقوف بر دعا و طلب حقيقى و جدّى است ؛ و نيز همانطورى كه در تفسير آيهء فوق در جاى خود بيان شده است ، موقوف بر اين است كه درخواست از خود خدا شود نه از ديگرى .
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 464 . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 186 .