مراد على شمس
567
با علامه در الميزان ( فارسى )
شده موعظه خوب است ، لذا دوم آن را آورد ، و چون جدال سه قسم بود ، يكى بد ، يكى خوب ، يكى خوبتر ، و از اين سه قسم تنها قسم سوم مجاز بود لذا آن را سوم ذكر كرد . و آيهء شريفه ( نحل 125 ) از اين جهت كه كجا حكمت ، كجا موعظه ، و كجا جدال احسن را بايد به كار برد ، ساكت است و اين بدان جهت است كه تشخيص موارد اين سه به عهده خود دعوتكننده است ، هركدام حسن اثر بيشترى داشت آن را بايد به كار برد . و ممكن است كه درموردى هرسه و درموردى دو ، و درمورد ديگرى يك طريق به كار گرفته شود ، تا ببينى حال و وضع مورد چه اقتضايى داشته باشد . « 1 » س 555 - چه نوع ارتباطى بين « صلاح و فساد » ، « طاعت و معصيت » ، « سعادت و شقاوت » ، « هدايت و ضلالت » ، « احسان و اضرار » و « عدل و ظلم » و امثال اين عناوين در جهان آفرينش و حكمت الهى وجود دارد ؟ ج - برخى غفلت كردهاند از اينكه اين عالم ، تمامى اجزايش به هم مرتبط است ، جزئى از همين عالم است كه مبدل به جزئى ديگر مىشود ، روزى انسان است و روزى ديگر گياه ، و روزى ديگر خاك بىجان است ، روزى در حال جمع ، و روزى در حال تفريق ، روزى زنده است و روزى ديگر مرده ، آن روز كه زنده است زندگى او عينا مرگ موجوداتى است ، روزى نو است و روزى كهنه اما آن روز كه نو است تازگى او عينا فساد اجزائى كهنه و قديم است . همچنين حوادثى كه پديد مىآيد مانند حلقههاى زنجير به هم پيوسته است ،
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 535 و 536 . [ با تصرف ]