مراد على شمس
566
با علامه در الميزان ( فارسى )
و شكى نيست در اينكه از آيه استفاده مىشود كه اين سه قيد ، يعنى « حكمت » و « موعظه » و « مجادله » ، همه مربوط به طرز سخن گفتن است ، رسول گرامى مأمور شده كه به يكى از اين سه طريق دعوت كند كه هريك براى دعوت ، طريقى مخصوص است ، هرچند كه جدال بهمعناى اخصش دعوت بهشمار نمىرود . « 1 » س 553 - آيا موعظهء غيرحسنه هم وجود دارد كه در قرآن كريم ( نحل 125 ) موعظه را با قيد حسنه آورده است ؟ ج - چيزىكه هست خداى تعالى موعظه را به قيد حسنه مقيد ساخته و جدال را هم به قيد « التى هِيَ أَحْسَنُ » * مقيد نموده است ، و اين خود دلالت دارد بر اينكه بعضى از موعظهها حسنه نيستند ، و بعضى از جدالها حسن ( نيكو ) و بعضى ديگر ( نيكوتر ) و بعضى ديگر اصلا حسن ندارند و گرنه خداوند موعظه را مقيد به حسن و جدال را مقيّد به احسن نمىكرد . « 2 » س 554 - آيا رعايت ترتيب در دعوت بهطورى كه آيهء شريفهء ( نحل 125 ) به آن اشاره دارد يعنى اول « حكمت » بعد « موعظه » و سپس « مجادله » حتما لازم است ؟ و نهايتا با به ترتيب آمدن اين سه در آيه چه منظورى دنبال مىشود ؟ ج - ترتيب در حكمت و موعظه و جدال ترتيب به حسب افراد است ، يعنى از آنجايى كه تمامى مصاديق و افراد حكمت خوب است لذا اول آن را آورد . و چون موعظه دو قسم بود : يكى خوب ، و يكى بد ، و آنكه بدان اجازه داده
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 533 و 534 . [ با تصرف ] ( 2 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 534 .