مراد على شمس
56
با علامه در الميزان ( فارسى )
ج - جواب اين است كه : ما نيز نخواستيم بگوييم امر به سجده امرى تكوينى بوده بلكه خواستيم بگوييم امرى كه در داستان آدم و ابليس است و همچنين امتثال ملائكه و تمرّد ابليس و رانده شدنش از بهشت در عين اينكه تشريعى و معمولى بوده در عين حال از يك جريان تكوينى و روابط حقيقى كه بين انسان و ملائكه و انسان و ابليس هست حكايت مىكند ، و مىفهماند كه خلقت ملائكه و جن نسبت به سعادت و شقاوت انسان چنين رابطهاى دارد ، و اين حرف معنايش اين نيست كه امر و امتثال و تمرّد در آيات مورد بحث امورى تكوينى هستند . حقيقت اين است كه امر پروردگار به اينكه ملائكه بر آدم سجده كنند براى احترام آدم و به خاطر قرب منزلتى بود كه وى در درگاه پروردگار داشت . آرى ، خداى تعالى آدم را با نعمت خلافت و كرامت ولايت ، شرافت و منزلتى داد كه ملائكه در برابر آن منزلت ناگزير از خضوع بودند ، و اگر ابليس سر برتافت به خاطر ضديتى بود كه جوهر ذاتش با سعادت انسانى داشت ، و لذا هرجا كه با انسانى برخورد كرده و مىكند درصدد تباهى سعادت وى برمىآيد « 1 » ، و به محضى كه با او تماس پيدا مىكند گمراهش مىسازد . « 2 » س 33 - مقصود از « ظلم » در جملهء « فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ » « 3 » كه متوجه آدم و همسرش مىباشد چه نوع ظلمى است ؟ ج - مقصود ظلم به نفس و مخالفت امر ارشادى است ، نه معصيت و مخالفت امر مولوى . « 4 »
--> ( 1 ) . ر . ك : سورهء حج ، آيهء 4 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 31 - 32 . [ با تصرف ] ( 3 ) . سورهء اعراف ، آيهء 19 . ( 4 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 39 .