مراد على شمس

549

با علامه در الميزان ( فارسى )

حكايت كرده ، « 1 » و نيز مانند مطلبى كه از قول هدهد در داستان غايب‌شدنش حكايت كرده « 2 » است . چه خواننده هوشيار اگر در اين آيات و مطالب آن دقت نموده و آن مقدار فهم و شعورى را كه از اين حيوانات استفاده مىكند وزن كرده بسنجد ترديد برايش باقى نمىماند كه تحقق اين مقدار از فهم و شعور موقوف به داشتن معارف بسيارى ديگر و ادراكات گوناگونى است از معانى بسيطه و مركبه . و چه بسا عجائب و غرائبى كه دانشمندان حيوان‌شناسى پس از مطالعات عميقى در انواع مختلفى از حيوانات و تحت نظر گرفتن تربيت آنها به دست آورده‌اند گفتار ما را تأييد نمايد ، براى اينكه چنين عجائب و غرائبى جز از موجودى صاحب اراده و داراى فكر لطيف و شعور تيز و عميق سر نمىزند . « 3 » س 532 - آيا حيوانات تكاليف خود را در دنيا از پيغمبرى كه وحى بر او نازل مىشود مىگيرند يا نه ؟ و آيا پيغمبرانى كه فرضا هركدام به يك نوع از انواع حيوانات مبعوث مىشوند از افراد همان نوعند يا نه ؟ ج - جوابش اين است كه تاكنون بشر نتوانسته از عالم حيوانات سر در آورده و حجاب‌هايى كه بين او و بين حيوانات است پس بزند ؛ لذا بحث‌كردن در پيرامون اين سؤال فائده‌اى نداشته و جز سنگ به تاريكى انداختن چيز ديگرى نيست ، كلام الهى هم تا آنجا كه ما از ظواهر آن مىفهميم كوچكترين اشاره‌اى به اين مطلب نداشته و در روايات وارده از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ائمه

--> ( 1 ) . سورهء نمل ، آيهء 18 . ( 2 ) . سورهء نمل ، آيهء 22 - 24 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 7 ، ص 109 . [ با تصرف ]