مراد على شمس
494
با علامه در الميزان ( فارسى )
مورد نيز مىشود و اين معنا همان اصطلاح معروف « جرى » است . « 1 » * جزا ( پاداش ، كيفر ) س 475 - « جزا » در مجتمعات بشرى به چه معناست ؟ ج - اين حقى است براى مجتمع و يا زمامدار جامعه بر گردن افراد متخلّف و عاصى ، و همينطور است پاداشى كه در ازاى اطاعت ممكن است جعل شود ، چيزىكه هست جزا در گناه امر ناگوارى است و در اطاعت امر محبوب و مرغوبى بايد باشد تا داعى و محرك اشخاص بسوى انجام وظيفه واجب و يا مستحب بوده باشد . و نيز جزاى گناه حقى است براى مجتمع و به گردن متخلّف و جزاى اطاعت حقى است براى مكلّف و به گردن مجتمع و يا زمامدار آن . اين دو نحو جزا در جميع مجتمعات بشرى هست ، اسلام هم آن دو را جعل كرده و فرموده : « لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى » « 2 » و نيز فرموده : « وَ الَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها » « 3 » و « 4 » س 476 - چگونه ثواب و عقاب داراى مراتبى است ؟ ج - ثواب و عقاب از جهت شدّت و ضعف داراى مراتبى است كه ضعيفترين آن خوش آمدن و ناخوش آمدن عمل است ، از آن شديدتر عملى است كه خوبى و بديش به حدّى برسد كه صاحبش مستحق مدح و يا ذم باشد ، از آن هم بالاتر عملى است كه صاحبش سزاوار خير و يا شرّ باشد ، البته
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 3 ، ص 103 . ( 2 ) . سوره يونس ، آيه 26 . ( 3 ) . سوره يونس ، آيه 27 . ( 4 ) . الميزان ؛ ج 6 ص 515 . [ با تصرف ]