مراد على شمس

429

با علامه در الميزان ( فارسى )

منظورمان اين نيست كه يكى از واجبات اسلام خواندن درس منطق است بلكه مىخواهيم بگوئيم استعمال منطق امرى است اجتناب‌ناپذير ، و كسانى كه مىگويند منطق لازم نيست مثلشان مثل كسى است كه بگويد : قرآن مىخواهد ما را به مقاصد دين هدايت كند ، ما چه كار به زبان عربى داريم كه زبان مشتى عرب جاهليّت است كه چنين و چنان بودند ، پس عربى خواندن هيچ لازم نيست ، همانطور كه اين كلام ارزشى ندارد زيرا آشنا شدن با زبان عربى يا هرزبان ديگر وسيله و طريقى است كه هرانسانى در مقام گفت و شنود به حسب طبع محتاج به آن است ، و چون خداى تعالى معارف دينش را ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سنتش را به زبان عربى بيان كرده‌اند ناگزير بايد عربى را بدانيم تا بفهميم خدا چه فرموده و رسولش چه آورده ، همچنين آن كسى هم كه مىگويد منطق موروثى يونانى - سرزمين كفر و شرك - است ، گفتار او نيز ارزشى ندارد ، زيرا منطق يك طريقهء معنوى است كه هرانسانى در مرحلهء تفكر به حسب طبع محتاج به آن است نه به سفارش كسى ، و چون خداى سبحان در كتابش و رسول خدا در سنتش منطقى و مستدل سخن گفته‌اند ، ناگزير بايد ما نيز به طريقهء صحيح استدلال آشنا شويم تا دليل‌هاى قرآن و سنّت را بفهميم . و امّا فساد آن از نظر مادّه : اين منكر علم منطق خودش در اين گفتارش موادى عقلى را به كار برده است ، با اين تفاوت كه درست به كار نبرده و مغالطه كرده است ، از اين جهت مغالطه كرده كه بين معناى ظاهر از كلام و بين مصاديقى كه تك‌تك كلمات منطبق بر آنند ، فرق نگذاشته ، مثلا وقتى ديده كه قرآن و سنت براى خداى تعالى « علم » ، « قدرت » ، « حياة » ، « شنوائى » ، « بينائى » ، « كلام » ، « مشيت » و « اراده » اثبات كرده ، براى اينكه از منطق اجتناب