مراد على شمس

414

با علامه در الميزان ( فارسى )

ناگوار مىداند دليلش يا فكر او است يا طبع ثانوى او . در آئين « بودا » خوردن تمامى گوشت‌ها تحريم شده است ( تفريط ) ، و در برابر وحشىهاى آفريقا ( و بعض متمدنين اروپا و غرب ) انواع و اقسام گوشت‌ها حتى گوشت انسان را نيز مىخوردند و امتناع ندارند ، ( افراط ) . اما عرب‌ها در دوران جاهليت گوشت چهارپايان و ساير حيوانات از قبيل موش و قورباغه را مىخوردند ، چهارپايان را هم به هرنحوى كه كشته مىشد مىخوردند ، چه به وسيله ذبح ، يا خودشان مىمردند و يا خفه مىشدند و يا . . . عربها ، خون هم مىخوردند : رودهء حيوان را پر از خون مىكردند بريان مىنمودند و براى ميهمان مىآوردند ! هنگام قحطى و خشكسالى شترشان را با سرنيزه مجروح مىكردند و هرمقدار خونى كه از شتر مىريخت ، مىخوردند . امروز نيز خوردن خون در بين بسيارى از ملل غيرمسلمان رواج دارد . و اين سنت در بين بت‌پرستان چين رواج بيشترى دارد ، و به‌طورى كه شنيده مىشود - از خوردن هيچ حيوانى حتى سگ و گربه و حتى كرم‌ها و صدف‌ها و ساير حشرات امتناع ندارند . اما اسلام راه ميانه‌اى اتخاذ كرده و آن گوشت‌هايى را كه طبع‌هاى معتدل آدميان ، از آن خوشش بيايد ، مباح ساخت و اين اجمال را به تفصيل ذيل تفسير كرد : - در بين چهارپايان ( بهائم ) از قبيل بز و ميش و گاو و شتر را حلال كرد و در پاره‌اى از آنها از قبيل اسب و الاغ قائل به كراهت شد . - در بين پرندگان غيرشكارى ، آنها را كه داراى حوصله ( چينه‌دان ) باشد و در هنگام پرواز بال بزند ( مثل كبوتر ) و چنگال نداشته باشد .