مراد على شمس
409
با علامه در الميزان ( فارسى )
و امّا در دعاى ابراهيم مقام ، مقام تربيت نبود ، تنها دعا و درخواست بود ، از خدا مىخواست كه اين زكات و علم به كتاب و حكمت را به ذريّهاش بدهد ، و معلوم است كه در عالم تحقق و خارج ، اوّل علم پيدا مىشود ، بعد تزكيه ؛ چون تزكيه از ناحيهء عمل و اخلاق تحقق مىيابد ، پس اوّل بايد به اعمال صالح و اخلاق فاضله عالم شد ، و بعد به آنها عمل كرد تا به تدريج زكات ( پاكى دل ) هم به دست آيد . « 1 » * تسبيح س 387 - معناى « تسبيح » چيست ؟ و تسبيح سنگ و چوب به چه معناست ؟ ج - « تسبيح » بهمعناى منزه داشتن است ، كه با زبان انجام شود ، مثلا گفته شود « سبحان اللّه » ولى وقتى حقيقت كلام عبارت باشد از فهماندن و كشف از ما فى الضمير و اشاره و راهنمايى به منوى خود ، اين فهماندن و كشف به هر طريقى كه صورت گيرد كلام خواهد بود هرچند كه با زبان نباشد ، آرى اين انسان است كه براى نشان داده منويات خود و اشاره بدانها راهى ندارد كه از طريق تكوين انجامش دهد ، مثلا منوى خود را در دل طرف خلق كند لذا ناگزير است كه براى اين كار الفاظ را استخدام نموده كه همان صورتهايى است كه هريك براى يك معنا قرار داده شده مخاطب خود را به آنچه كه در دل دارد خبردار سازد و قهرا روش و سنت تفهيم و تفهّم بر همين استخدام
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 19 ، ص 447 . [ با تصرف ]