مراد على شمس

398

با علامه در الميزان ( فارسى )

باز ملحق به اين بابست رواياتى كه وقتى آيه‌اى را تفسير مىكند ذكرى و يا دعايى به آن اضافه مىنمايد ، تا مردم در هنگام خواندن آن آيه ادب را رعايت نموده ، آن ذكر و دعا را بخوانند ، همچنانكه در كافى « 1 » به سند خود عبد العزيز بن مهتدى روايت كرده كه گفت از حضرت رضا عليه السّلام دربارهء سورهء توحيد پرسيدم فرمود : « هركس بخواند « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » را و به آن ايمان داشته باشد توحيد را شناخته است . آنگاه اضافه كرده است : عرض كردم چطور بخوانيم آن را ؟ فرمود : همانطور كه مردم آن را مىخوانند : « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ كذلك اللّه ربّى كذلك اللّه ربّى » . « 2 » س 379 - در مقولهء نقصان ، ساقط شدن برخى آيات از قرآن را ( - تحريف ) ، افرادى از محدثين سنى « 3 » و جمعى از مفسرين « 4 » آنان با استناد به حديثى كه گفته « پاره‌اى از قرآن را خدا از يادها برد و تلاوتش را منسوخ كرد » پذيرفته‌اند ، حال چه پاسخى را مىتوان به اين‌گونه افراد داد ؟ ج - [ جواب اين است كه ] اگر شما هم همان حديث را سند قرار دهيد ، و بگوييد خدا از يادها برده مىپرسيم از ياد بردن خدا چه معنا دارد ؟ و مقصود از نسخ تلاوت چه مىتواند باشد ؟ آيا نسخ تلاوت به خاطر اين

--> ( 1 ) . تفسير برهان ؛ ج 4 ، ص 523 ، ح 5 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 162 و 163 . [ با تلخيص و تصرف ] ( 3 ) . الاتقان ، ج 1 ، النوع التاسع عشر . ( 4 ) . تفسير فخر رازى ، ج 3 ، ص 231 .