مراد على شمس

397

با علامه در الميزان ( فارسى )

س 378 - چند نمونه از آياتى را كه به گمان برخى ، از آن جملات و يا عباراتى ساقط شده است و حال آنكه باستناد روايات جزء آيه آمده است اشاره نماييد ؟ ج - پاره‌اى از روايات و اخبار در دلالت قاصرند ، دليلش اين است كه بسيارى از آنها اگر آيه قرآن را آورده‌اند ، آورده‌اند كه تفسير كنند ، نه اينكه بگويند آيه اين‌طور نازل نشده ، مانند روايتى كه در روضه كافى « 1 » از ابى الحسن اوّل عليه السّلام در ذيل آيهء « أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ ( فقد سبقت عليهم كلمة الشّقاء و سبق لهم العذاب ) وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً » است كه جملهء بين پرانتز به‌عنوان تفسير آورده شده است . و مانند روايتى كه در كافى « 2 » از امام صادق عليه السّلام در تفسير آيهء « وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا » فرموده : « إِنْ تَلْوُوا ( الامر ) و تُعْرِضُوا ( عمّا امرتهم به ) فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً » كه جملات بين پرانتز به‌عنوان تفسير و توضيح است ، نه جزو آيه . و همچنين روايات تفسيرى ديگر كه آقايان جزو روايات تحريف شمرده‌اند . و ملحق به اين باب است روايات بىشمارى كه سبب نزول آيات را بيان مىكند ، و آقايان آنها را جزو ادلّهء تحريف قرآن شمرده‌اند ، مانند رواياتى « 3 » كه مىفرمايد : اين آيه اين‌طور است : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ ( فى على ) » و حال آنكه روايت نمىخواهد بگويد كلمهء « فى على » جزو قرآن بوده ، بلكه مىخواهد بفرمايد آيه در حق آن جناب نازل شده است .

--> ( 1 ) . تفسير برهان ؛ ج 1 ، ص 387 ، ح 3 . ( 2 ) . نور الثقلين ؛ ج 1 ، ص 561 . به نقل از اصول كافى . ( 3 ) . نور الثقلين ؛ ج 1 ، ص 301 ، ح 301 .