مراد على شمس

395

با علامه در الميزان ( فارسى )

س 376 - در مقولهء تحريف به آنانى كه گفتند : « عقل بعيد مىداند قرآنى به دست غيرمعصوم جمع‌آورى شود و هيچ اشتباه و غلطى در آن نباشد » چه پاسخى مىتوان داد ؟ ج - پاسخ اين است كه اين حرف ، حرفى خرافى بيش نيست ، بلكه مطلب به عكس است ؛ زيرا عقل مخالفت نوشته را با واقعش ممكن مىداند ، نه اينكه موافقت آن دو را بعيد و مخالفت آن را واجب شمارد پس هرجا كه دليل و قرينه‌اى باشد بر اينكه نوشته شده با واقعش موافق است آن را مىپذيرد و ما به جاى يك دليل و يك قرينه دليل‌هايى ارائه داديم كه همه موافقت اين قرآن را با واقعش اثبات مىكردند . « 1 » س 377 - اگر قرآنى كه در اواخر عمر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و اندكى بعد از رحلتش موجود بوده و از جمله قرآنى كه زيد بن ثابت نيز جمع كرده بود با قرآنى كه بر پيغمبر اكرم نازل شده يكى بود ، اين اصلا معنا نداشت كه على عليه السّلام قرآن را جمع‌آورى نموده و ميان مردم آورده و اعلام كند كه اين همان قرآنى است كه خداى تعالى بر پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل نموده است ؟ درنتيجه مردم قرآن آن جناب را ردّ و به قرآنى كه زيد بن ثابت جمع كرده بود اكتفا كردند ، پس اين دو قرآن عين هم نبودند ، آيا اين اختلاف گامى در جهت تحريف نبوده است ؟ ج - صرف جمع‌آورى قرآن كريم توسط امير المؤمنين على عليه السّلام ، و عرضه داشتن براى اصحاب و نپذيرفتن آنان دليل نمىشود بر اينكه قرآنى كه آن

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 168 . [ با تصرف ]