مراد على شمس

377

با علامه در الميزان ( فارسى )

شبكه الفاظ قرار گيرد ، و اگر خداى تعالى آنها را در قالب الفاظ و آيات كلامش درآورده در حقيقت از باب « چونكه با كودك سروكارت فتاد » است ، خواسته است ذهن بشر را به گوشه‌اى و روزنه‌اى از آن حقايق نزديك سازد . در حقيقت ، كلام او به منزلهء مثل‌هايى است كه براى نزديك‌كردن ذهن شنونده به مقصد گوينده زده مىشود ، تا مطلب برحسب فهم شنونده روشن گردد . همچنانكه خود قرآن فرموده : « وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ، ما قرآن را كه در ام الكتاب نزد ما مقامى بلند و فرزانه داشت درخور فهم بشر كرديم و كتابى خواندنى نموده به زبان عربيش درآورديم » . « 1 » ، و در آيات ديگر قرآن كريم تصريحات و اشاراتى در اين معنا هست . قرآن كريم لفظ تأويل را به‌طورى كه شمرده‌اند در شانزده مورد استعمال كرده است و همهء موارد در همين معنايى است كه ما گفتيم . [ ضمنا ] قرآن كريم علم به تأويل را براى غير خدا ممكن مىداند . « 2 » * تبّت س 357 - خصوصيت سورهء شريفهء « تبّت » چيست ؟ ج - اين سوره ( تبّت ) تهديد شديدى است به ابو لهب ، تهديدى است به هلاكت خودش و عملش ، تهديدى است به آتش جهنم براى خودش و همسرش ، و اين سوره در مكه نازل شده است . « 3 »

--> ( 1 ) . سورهء زخرف ، آيهء 2 - 4 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 3 ، ص 75 ، 78 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 20 ، ص 663 .