مراد على شمس

364

با علامه در الميزان ( فارسى )

قرار گيرد كه خلقتش در همان مستقر بوده و يا به عبارت ديگر عبارت است از اينكه قلب راه ميانه را از دست ندهد و برگشت اين حالت به خلوص قلب در توحيد خداى سبحان و اعتمادكردن به جناب او و بريدن از هرچيز ديگرى است كه هواى نفس به سوى آن كشش دارد ، اين نكته از آيهء زير به چشم مىخورد كه مىفرمايد : « يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ، روزى كه هيچ مالى و فرزندانى سود نمىدهد مگر كسى كه با قلب سليم به ديدار خدا آمده باشد » « 1 » از همين‌جا روشن مىشود كه بيماردلان غير از منافقينند ، همچنانكه تعبير قرآن از اين دو طائفه مثل ، « الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » ، * در غالب موارد تا حدّى خالى از اشعار بر دو طائفه بودن آن دو نيست ، براى اين‌كه منافقين عبارتند از كسانى كه به زبان ايمان آورده و در دل ايمان ندارند و دلهاشان كافر خالص است و از نظر حيات ايمانى مرده است ، نه بيمار ، همچنان‌كه قرآن آنان را مرده و دارندگان ايمان را زنده خوانده است . « 2 » پس بيماردلان عبارتند از كسانى كه ايمانشان ضعيف است و دلهايشان به پر كاهى مىماند كه هرلحظه دستخوش نسيم‌ها گشته ، به اين‌سو و آن سو كشيده مىشود ، ولى منافقين كه به زبان اظهار ايمان مىكنند اصلا ايمان ندارند و در باطن كافرند امّا « كافر بىشهامتى كه كفر خود را علنى نمىسازند » بلكه به خاطر مصالح مادّى خود آن را پنهان مىكنند تا با دم زدن از اسلام و ايمان مؤمنين را و با اظهار كفر نزد كفّار آنان را بدوشند . « 3 »

--> ( 1 ) . سوره شعراء ، آيه 89 . ( 2 ) . ر . ك : سوره انعام ، آيات 36 و 122 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 5 ص 620 .