مراد على شمس

365

با علامه در الميزان ( فارسى )

س 345 - اگر بيماردلان با منافقين يكى نيستند پس چرا در قرآن كريم از بيماردلان تعبير به منافقين شده است ؟ ج - بله بسا مىشود كه در قرآن كريم از بيماردلان تعبير به منافق مىشود . و اين تعبير نوعى تحليل است ، در حقيقت مىخواهد بفهماند كه بيماردلان نيز مانند منافقين از داشتن لطيفهء ايمان محرومند ، پس از اين نظر مانند آنها هستند . و اطلاق بيمار دل بر منافقين واقعى از اين جهت است كه بفهماند دلهاى منافقين واقعى از مرحلهء شك دربارهء حق سير نموده ، در آخر به انكار حق منتهى شده است . اصولا خداى سبحان مرض قلب را در حدّ مرض‌هاى جسمانى دانسته كه به تدريج شدّت مىيابد و اگر به معالجه‌اش نپردازند مزمن مىشود و در آخر كار بيمار را به هلاكت مىكشاند . و شدّت يافتنش به خاطر ناپرهيزىكردن است ، كه اين ناپرهيزى و امدادكردن بيمار در بيماريهاى قلبى همان ارتكاب معصيتها است كه خداى تعالى درباره‌اش فرموده : « فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً » « 1 » و « 2 » س 346 - كسى كه دچار مرض قلب است چگونه مىتواند خود را مداوا و بيمارى خود را بر طرف كند ؟ ج - خداى تعالى همانطور كه براى دلها قائل به بيمارى است ، براى علاج آن بيمارى در آياتى از قرآن كريمش علاج نيز پيشنهاد كرده است . « 3 » بنابراين كسى كه دچار مرض قلب است اگر بخواهد خود را مداوا كند و بيمارى خود را بر طرف سازد بايد به سوى خداى عزّ و جلّ توبه ببرد و توبه

--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 10 ؛ و نيز ر . ك : سوره توبه ، آيه 126 ؛ سوره روم ، آيه 10 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 5 ص 621 . [ با تصرف ] ( 3 ) . ر . ك : سوره يونس ، آيهء 9 ؛ سورهء فاطر ، آيهء 10 ؛ سورهء نساء ، آيهء 146 .