مراد على شمس
331
با علامه در الميزان ( فارسى )
ج - قابلقبولترين تفسيرى كه دربارهء اين دو آيه كردهاند اين است كه : مراد از دو دريا دو درياى معين نيست ، بلكه دو نوع دريا است ، يكى شور كه قريب سه چهارم كرهء زمين را در خود فرو برده ، كه بيشتر اقيانوسها و درياها را تشكيل مىدهد ، و يكى هم درياهاى شيرين است كه خداى تعالى آنها را در زيرزمين ذخيره كرده و به صورت چشمهها از زمين مىجوشد ، و نهرهاى بزرگ را تشكيل مىدهد ، و مجددا به درياها مىريزد ، اين دو جور دريا يعنى درياهاى روى زمين و درياهاى داخل زمين همواره به هم اتصال دارند ، هم در زيرزمين و هم در روى زمين ، و در عين اينكه « يلتقيان - برخورد و اتصال دارند » نه اين شورى آن را از بين مىبرد و نه آن شيرينى اين را ؛ چون بين آن دو حاجز و مانعى است كه نمىگذارد در وضع يكديگر تغييرى بدهند ، و آن مانع ، خود مخازن زمين و رگههاى آن است ، كه نه مىگذارد درياى شور به درياى شيرين تجاوز نموده ، و آن را مثل خود شور كند ، و درنتيجه زندگى جانداران را تهديد نمايد ، و نه درياى شيرين به درياى شور تجاوز نموده بيشاز اندازه از زمين بجوشد ، و زياده از اندازه به دريا بريزد ، و دريا را شيرين سازد ، و درنتيجه مصلحتى را كه در شورى آب درياها است كه يا تصفيه هوا است و يا مصالحى ديگر از بين ببرد . و نيز بهطور دائم درياهاى شور ، درياهاى شيرين را از اين راه كمك مىكند ، كه آب خود را به ابرها داده ، و ابرها آن را بر زمين مىبارد ، و زمين باران را در خود فرو برده مخازن خود را پر مىكنند ، و همين مخازن هم درياهاى شور را كمك نموده ، همانطور كه گفتيم از زمين مىجوشد و به صورت نهرهاى كوچك و بزرگ به دريا مىريزد . پس معناى اين دو آيه - و خدا داناتر است - اين است كه : خداى تعالى دو