مراد على شمس
293
با علامه در الميزان ( فارسى )
همان نفوس بشرى باشد گمشدنى و از بين رفتنى نيستند . « 1 » س 266 - نحوهء ادراكات واقعى انسان و ارتباطش با جهان چگونه است ؟ ج - خداى تعالى آن روز كه بشر را مىآفريد شعور را در او به وديعه نهاد ، و گوش و چشم و قلب در او قرار دارد ، و درنتيجه نيرويى در او پديد آمد به نام نيروى ادراك و فكر ، كه به وسيله آن حوادث و موجودات عصر خود و آنچه قبلا بوده ، و عوامل آنچه بعدا خواهد بود نزد خود حاضر مىبيند ، پس مىتوان گفت : انسان به خاطر داشتن نيروى فكر به همه حوادث تا حدى احاطه دارد چنان كه خداى تعالى هم در اينباره فرموده : « و عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ، و آموخت انسان را آنچه نمىدانست » « 2 » و فرموده : « وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ ، و خداوند خارج كرد شما را از شكم مادرانتان چيزى نمىدانستيد و قرار داد براى شما گوش و چشمها و دلها » . « 3 » و نيز مىفرمايد : « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ، خداوند نشانه و علامت هرچيزى را به آدم تعليم داد » . « 4 » براى اين نوع يك سنخ وجودى را اختيار فرمود كه قابل ارتباط با همه چيز است و از هرچيز مىتواند بهرهور شود ، يا با اتصال مستقيم و يا به وسيله آلات و ادوات ؛ چنان كه در حيلههاى صنعتى و روشهاى فكريش مشاهده مىشود .
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 170 و 171 . [ با تلخيص و تصرف ] ( 2 ) . سورهء علق ، آيهء 5 . ( 3 ) . سورهء نحل ، آيهء 78 . ( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 31 .