مراد على شمس
294
با علامه در الميزان ( فارسى )
و خداوند متعال هم در اينباره فرموده : « و خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ، و خداى تعالى آنچه در زمين آفريده براى شما آفريده » . « 1 » و نيز فرموده : « وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ ، خداوند تمامى آنچه در آسمانها و زمين هست رام شما كرده ، و همه آنها از خداست » ، « 2 » و آياتى ديگر كه همه گوياى اين حقيقتند كه موجودات عالم همه براى انسان رام شدهاند . « 3 » س 267 - منظور از « مدنى الطبع » بودن انسان چيست ؟ ج - لزوم اجتماع مدنى و عدالت اجتماعى امرى است كه بشر در پذيرفتن آن ناچار است و اگر اين اضطرار و ناچارى نبود هرگز زير بار آن نمىرفت ؛ و معناى اينكه گفته مىشود : « انسان طبعا مدنى است و به لزوم عدل اجتماعى قضاوت مىكند » همين است ، زيرا چنان كه گفتيم اين قانون زايده اصل استخدام است كه بشر بهطور ناچارى به آن تن در داده و لذا است كه هرموقع يك دسته نيرومند شوند كمتر رعايت زيردستان را مىكنند و عملا موضوع اجتماع تعاونى و عدالت عمومى در ميانشان رو به ضعف مىگذارد و ما خود مىبينيم كه ملّتهاى ضعيف از دست ملتهاى نيرومند چه مىكشند و تاريخ هم تا به امروز به همين منوال جريان يافته ، آرى تا به امروز كه عصر تمدن و آزادى است . اين معنا از آيات قرآن نيز استفاده مىشود ، آنجا كه مىفرمايد : « إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ، او ( يعنى انسان ) ستمپيشه و نادان بود » « 4 » و نيز مىفرمايد : « خلق
--> ( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 29 . ( 2 ) . سورهء جاثيه ، آيهء 12 . ( 3 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 3 ، ص 162 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 171 . ( 4 ) . سورهء احزاب ، آيهء 72 .