مراد على شمس

291

با علامه در الميزان ( فارسى )

مىشود اين است كه اين نسل انسانى « 1 » ( البته نه تمامى انواع انسان‌ها كه حتى شامل ساير ادوار بشريت هم بشود بلكه اين نوعى كه فعلا نسلش در روى زمين زندگى مىكند نوعى نيست كه از نوع ديگرى از انواع حيوانات و يا غير حيوانات پديد آمده باشد ( مثلا از ميمون درست شده باشد ) ) يك نوع مستقلى است كه از نوع ديگرى جدا نشده ، و از روى قانون تحول و تكامل طبيعى به وجود نيامده است ، بلكه خدا آن را مستقيما از زمين آفريده يعنى زمانى بود كه زمين و آسمان وجود داشت و در زمين موجوداتى بودند ولى انسان نبود بعد خدا يك جفت از نوع انسان آفريد كه سرسلسله نسل موجود بشرى مىباشند [ به عبارتى نسل فعلى بشر منتهى به آن دو نفر مىشود ] كه در اين‌باره مىفرمايد : « إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا ، ما شما را از يك مرد و يك زن خلق كرده‌ايم و شما را تيره‌تيره ساخته‌ايم تا يكديگر را بشناسيد » « 2 » و نيز مىفرمايد : « خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها ، شما را از يك تن خلق كرد ، كه همسر آن يك تن را هم از جنس خود او قرار داد » « 3 » و نيز مىفرمايد : « إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ، مثل عيسى كه بدون پدر خلق شد ، مثل آدم است كه پدر و مادرى نداشت و از خاك خلق شد » « 4 » . اين بود خلاصه‌اى از تاريخ پيدايش بشر از نظر قرآن . امّا فرضيه‌اى كه دانشمندان طبيعى دربارهء تحول انواع فرض كرده‌اند و روى آن پيدايش انسان را به واسطهء تكامل ميمون يا ماهى ( چنان

--> ( 1 ) . قرآن شريف از اينكه آيا غير از انسانهايى كه از نسل آدم و حواء آفريده شده‌اند انسان ديگرى در زمين يا جاى ديگرى بوده يا نبوده ساكت است . ( 2 ) . سورهء حجرات ، آيهء 13 . ( 3 ) . سورهء اعراف ، آيهء 188 . ( 4 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 59 .