مراد على شمس
29
با علامه در الميزان ( فارسى )
و اين نيست مگر به خاطر اينكه عوارض و لوازم نامبرده از لوازم نظام دنيوى است ، نه از لوازم مطلق نظام ( چه دنيايى و چه آخرتى ) پس دنيا دار تزاحم و تمانع است ، ولى آخرت چنين نيست ( پس مىشود پهناى آسمانها و زمين را بهشت اشغال كرده باشد ، و در عين حال جهنم نيز آن را اشغال كند ) . از جمله دلائل اين معنا اين است كه : ما آنچه را در طرف مشاهدهء خود از حوادث و اتفاقات واقعه حوادث ديگرى را براى بار دوم مىبينيم حوادث بار اول از نظرمان غايب مىشود ، مثلا حوادث امروز را وقتى مىبينيم كه حوادث ديروز از نظر ما غايب شده باشد ، حوادث شب را وقتى مىبينيم كه حوادث روز گذشته باشد ، و همچنين مثالهاى ديگر و امّا نسبت به خداى سبحان چنين نيست ، از نظر او حوادث شب و روز يكجا مشاهد است ، و حوادث آينده حوادث گذشته را از محضر او غايب نمىسازد ، پس شب و روز و حوادث مقارن آن دو ، به حسب نظام ماده و حركت متزاحم و متمانعند ، در يكجا و در يك لحظه جمع نمىشوند ، ولى در نظام آخرت هيچ تزاحم و تمانعى باهم ندارند . وقتى جمع بين ليل و نهار متزاحم ، ممكن باشد ، اين نيز ممكن مىشود كه آسمان و زمين گنجايش بهشتى را داشته باشد كه به وسعت آن دو است ، و هم گنجايش دوزخى را داشته باشد كه آن نيز به وسعت آن دو است به عبارت سادهتر اينكه : اين نيز ممكن است كه آسمان و زمين محل بهشتى و جهنمى باشد كه وسعت هردو به قدر آسمان و زمين است ، ولى نه به حسب نظام دنيا ، بلكه به حسب نظام آخرت .