مراد على شمس
284
با علامه در الميزان ( فارسى )
است ، و قسم ديگر حق قانون و سنّت است ؛ زيرا قانون كه مسؤول تعديل زندگى مردم است خود مانند يك فرد ، سلامتى و مرض دارد و سلامتى و استقامتش اقتضاء مىكند كه مجرم متخلّف را كيفر كند ، و همانطور كه او سلامتى و آرامش و استقامت قانون را سلب نموده ، به همان مقدار قانون نيز تلافى نموده ، از او سلب آسايش مىكند . « 1 » س 256 - منظور از « انتقام » كه در قرآن و سنّت به خدا نسبت داده شده است چيست ؟ ج - هرجا در قرآن و سنت ، انتقام به خدا نسبت داده شده منظور از آن ، انتقامى است كه حقّى از حقوق دين الهى و شريعت آسمانى ( ضايع شده ) باشد و به عبارت ديگر : انتقامهايى به خدا نسبت داده شده كه حقّى از حقوق مجتمع اسلامى ( ضايع شده ) باشد ، هرچند كه در پارهاى موارد حقّ فرد را هم تأمين مىكند ، مانند مواردى كه شريعت و قانون دين : داد مظلوم را از ظالم مىستاند كه در اين موارد ، انتقام هم حقّ فرد است و هم حقّ اجتماع . پس كاملا روشن است كه در اينگونه نبايد توهّم كرد كه مقصود خدا از انتقام ، رضايت خاطر است ، چون ساحت او مقدّس و مقامش عزيزتر از اين است كه از ناحيه جرم مجرمين و معصيت گنهكاران متضرر شود و از اطاعت مطيعين منتفع گردد . البته مطلب مذكور معناى انتقامى است كه بر مسلك مجازات و ثواب و عقاب تمام مىشود و امّا اگر زندگى آخرت را درنتيجه اعمال دنيا بدانيم ، برگشت معناى انتقام الهى به تجسم صورتهاى زشت و ناراحتكننده از
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 126 . [ با تصرف ]