مراد على شمس

281

با علامه در الميزان ( فارسى )

فرمود ، و هركه از ايشان كه ايمان مىآورد ايمانش را مىپذيرفت ، همچنين دعوت نوح ، كه از قرآن كريم ، عموميت دعوت او استفاده مىشود ؛ و همچنين ديگران . بنابراين ، معناى جملهء « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ » ( و خداوند داناتر است ) اين است كه خداى تعالى ، مسألهء ارسال رسل و دعوت دينى را براساس معجزه و يك امر غيرعادى بنا نگذاشته ، و چيزى هم از قدرت و اختيارات خود را در اين‌باره به انبياى خود واگذار ننموده است بلكه ايشان را فرستاده تا به زبان عادى كه با همان زبان در ميان خود گفتگو مىكنند و مقاصد خود را به ديگران مىفهمانند ، با قوم خود صحبت كنند و مقاصد وحى را نيز به ايشان برسانند . پس انبياء ، غير از بيان ، وظيفه ديگرى ندارند ، و امّا مسألهء هدايت و ضلالت افراد ، ربطى به انبياء عليهم السّلام و غير ايشان نداشته بلكه فقط كار خود خداى تعالى است . « 1 » س 253 - علّت و سبب اينكه خداوند متعال در آيات « 2 » « إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ » ، و « ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ » ، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر عالميان برگزيد چيست ؟ ج - نتيجه‌اى كه از آيهء شريفه در معناى آن به دست مىآيد اين است كه خدا آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر عالميان برگزيد ، و اين گزينش بدين سبب شامل حال همهء آنان شد كه همه آنان ذريّه‌اى هستند كه افراد آن شبيه به يكديگرند ، و در تسلم بودن دل‌ها و ثبات قدمشان در قول به حق ، مثل هم و

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 19 و 20 . ( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيات 33 - 34 .