مراد على شمس
280
با علامه در الميزان ( فارسى )
جناب خبر مىدهد كه او وى را ثبات قدم داد ، و نگذاشت به ركون و اعتمادكردن به كفّار نزديك شود ، تا چه رسد به اينكه ركون كند . « 1 » س 251 - قرآن كريم بيشترين اعتناء را در شرح زندگى كداميك از انبياء نسبت به ساير پيامبران دارد ؟ ج - نام موسى كليم اللّه عليه السّلام در قرآن كريم بيشاز ساير انبياء برده شده يعنى نزديك به صد و سى و چند جاى قرآن اسمش برده شده و در سى و چند سوره به داستانهايش اشاره شده است و قرآن كريم اعتناى بيشترى به شرح زندگى آن حضرت نسبت به ساير انبياء دارد . « 2 » س 252 - با توجه به آيهء شريفهء « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ . . . ، « 3 » ما هيچ رسولى را نفرستاديم مگر به زبان مردمش و به لغت و واژه ايشان تا بتواند احكام را براى آنان بيان كند . » ، آيا پيغمبرانى كه به بيشاز يك امت مبعوث شدهاند يعنى پيغمبران اولوالعزمى كه بر همگى اقوام بشرى مبعوث مىشدند چه وضعى داشتهاند ؟ آيا همه آنان زبان همهء اهل عالم را مىدانسته و با اهل هرملّتى به زبان ايشان سخن مىگفتهاند يا نه ؟ ج - در پاسخ بايد گفت داستانهاى زير دلالت مىكنند بر اينكه اينها اقوامى كه اهل زبان خود نبودهاند را نيز دعوت مىكردند ، مثلا ابراهيم خليل با اينكه خود ، « سريانى » زبان بود عرب حجاز را به عمل حج دعوت نمود ؛ و موسى با اينكه « عبرى » بود ، فرعون و قوم او را كه « قبطى » بودند به ايمان به خدا دعوت
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 354 و 355 . [ با تصرف ] ( 2 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 570 . ( 3 ) . سورهء ابراهيم ، آيهء 4 .