مراد على شمس
261
با علامه در الميزان ( فارسى )
امتحان را بلاء و ابتلاء و فتنه گذارده است . مثلا در آيات : « وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً ، ما شما را بهعنوان آزمون به خير و شر مبتلا مىكنيم » « 1 » ، و « إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ ، اموال و اولاد شما چيزى به جز مايهء امتحان شما نيست » « 2 » ، « وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً ، و براى اينكه مؤمنين را به وسيلهء آن به بهترين وجهى بيازمايد » « 3 » و آيات ديگر . « 4 » ( و حتى انبيا را هم از اين سنت خود مستثنا ندانسته ) و دربارهء مثل ابراهيم پيامبرى مىفرمايد : « وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ ، آن زمان كه پروردگار ابراهيم او را با صحنههايى بيازمود » « 5 » و در داستان ذبح پسرش اسماعيل مىفرمايد : « إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ ، اين آزمايش آزمونى روشنگر بود » « 6 » و همچنين دربارهء موسى عليه السّلام مىفرمايد : « وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً ، و تو را به نحوى خاص بيازموديم » « 7 » و آياتى ديگر از اين قبيل . و اين آيات آزمايش را شامل تمامى جهات انسان مىداند و تمامى آنچه از اجزاى عالم و احوال آن ارتباطى با انسان دارد فتنهء انسان دانسته همه را وسيلهاى مىداند كه از ناحيهء خدا و براى امتحان او درست شده است . « 8 » س 233 - آيا سنّت امتحان الهى ، متكى بر سنّت ديگرى نيز هست و چرا اين سنّت قابل نسخ نيست ؟ ج - مسأله امتحان الهى سنتى است جارى ، كه احدى ( مؤمن ، كافر ، طالح ،
--> ( 1 ) . سورهء انبياء ، آيهء 35 . ( 2 ) . سورهء تغابن ، آيهء 15 . ( 3 ) . سورهء انفال ، آيهء 17 . ( 4 ) . ر . ك : سورهء كهف ، آيهء 7 ؛ سورهء دهر ، آيهء 2 ؛ سورهء فجر ، آيهء 16 ؛ سورهء محمّد ، آيهء 4 ؛ سورهء اعراف ، آيهء 163 ؛ سورهء عنكبوت ، آيهء 3 . ( 5 ) . سورهء بقرهء ، آيهء 124 . ( 6 ) . سورهء صافات ، آيهء 106 . ( 7 ) . سورهء طه ، آيهء 40 . ( 8 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 7 ، ص 58 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 52 . [ با تلخيص و تصرف ]