مراد على شمس
243
با علامه در الميزان ( فارسى )
منتهى به ذات پروردگارند ، معنايش اين نيست كه نسبت به خلقت به همه اشيا يكنواخت است ، بهطورى كه نواقص و قبائحى كه در آنها ديده مىشود مخلوق خدا باشد ، نه . چنين نيست ؛ زيرا هرچيزىكه معناى نقص و قبح را دارا باشد چه مانند گناهان از مقوله عمل اختيارى بوده باشد و چه مانند گزيدن عقرب عمل غريزى باشد برگشت حقيقيش به فقدان كمال و نداشتن تماميت و زيبايى در خلقت است ، و همه اينها امورى است عدمى كه خلقت به آن تعلّق نمىگيرد . « 1 » س 216 - چه ارتباطى بين ارادهء خدا و افعال اختيارى انسان وجود دارد ؟ ج - [ آياتى از قرآن كريم دلالت دارند ] « 2 » بر اينكه آن امريكه انسان مىتواند ارادهاش كند ، و زمام اختيار وى بدست آنست ، هرگز تحقق نمىيابد ، مگر آنكه خدا بخواهد ، يعنى خدا بخواهد كه انسان آن را بخواهد ، و خلاصه اراده انسان را اراده كرده باشد ، كه اگر خدا بخواهد انسان اراده مىكند ، و مىخواهد ، و اگر او نخواهد ، اراده و خواستى در انسان پيدا نمىشود . آرى آيات شريفهاى از قرآن كريم ، در مقام بيان اين نكتهاند كه كارهاى اختيارى و ارادى بشر هرچند بدست خود او و به اختيار او است ، و لكن اختيار و اراده او ديگر بدست او نيست ، بلكه مستند بمشيت خداى سبحان است ، بعضىها گمان كردهاند آيات در مقام افاده اين معنا است كه هرچه را
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 85 . ( 2 ) . ر ك : سورهء مؤمن 78 ؛ سورهء يس 82 ؛ سورهء دهر 30 ؛ سورهء تكوير 29 ؛ سورهء سجده 13 ؛ سورهء يونس 99 ؛ سورهء مجادله 21 ؛ سورهء بقره 186 .