مراد على شمس
233
با علامه در الميزان ( فارسى )
اين سوره بنابر اينكه همهء آن در مكه نازل شده باشد و از اختلافى كه مفسرين دربارهء چند آيهء آن دارند صرفنظر كنيم روى سخن در آن با مشركين مكه و تعداد اندكى كه به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورده بودند خواهد بود ، و از خود آيات آن نيز اين معنا ظاهر مىشود ؛ براى اينكه غالبا در اوّل يا آخر آيات آن عموم مردم را انذار نموده ، و اقامه حجت و موعظه كرده ، و يا با ذكر داستان آدم و ابليس و داستانهاى نوح ، هود ، صالح ، لوط ، شعيب و موسى عليهم السّلام وسيله عبرتشان را فراهم ساخته است . و اين بيان در عين اينكه براى اكثريت مردم انذار است ، براى مؤمنين يادآورى و تذكر است ؛ چون همين بيانات آنان را به ياد تفاصيل و جزيياتى از معارف مربوط به مبدأ و معاد و آيات الهى مىاندازد كه اجمال ايمان خود آنان مشتمل بر آن است . اين سوره قسمت عمده و مقدار قابل ملاحظهاى از معارف الهى را متضمن است ، از آن جمله وصف ابليس و لشكرش ، وصف قيامت و ميزان ، اعراف و عالم ذر و ميثاق ، و وصف مردم با ايمانى كه هميشه به ياد خدايند . و نيز از آن جمله ذكر عرش و تجلى پروردگار و اسماى حسناى او و بيان اين حقيقت كه براى قرآن تأويلى است . و نيز متضمن مجملاتى است از واجبات و محرمات « 1 » احكام و شرايعى كه در اين سوره ذكر شده اجمالىتر از آن احكامى است كه در سوره انعام در آيهء « قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ » « 2 » و آيات بعديش ذكر گرديده . و اين خود
--> ( 1 ) . ر . ك : سورهء اعراف ، آيهء 29 ، 32 ، 33 . ( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 151 .