مراد على شمس

216

با علامه در الميزان ( فارسى )

« فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً » « 1 » در مقابل [ به دنبال ] اين اسلام مرتبه سوم ، ايمان مرتبه سوم قرار دارد ، و آن ايمانى است ، اخلاق فاضله از رضا و تسليم و سوداگرى با خدا و صبر درخواستهء خدا ، و زهد به تمام معنا ، و تقوى ، و حبّ و بغض به خاطر خدا ، همه از لوازم اين مرتبه از ايمان است . آياتى كه به اين مرتبه از ايمان اشاره دارند عبارتند از : « قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ تا آيهء وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ » « 2 » و نيز آيهء « إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ » « 3 » و آياتى ديگر و اى بسا بعضى از مفسرين ، اين دو مرتبه را يعنى مرتبه دوم و سوم را يك مرتبه شمرده‌اند . 4 - مرتبهء چهارم از اسلام دنباله و لازمهء همان مرحلهء سوم از ايمان است ، چون انسانى كه در مرتبه قبلى [ يعنى مرتبه سوم اسلام ] بود ، حال او در برابر پروردگارش حال عبد مملوك است دربارهء مولاى مالكش ، يعنى دائما مشغول انجام وظيفه عبوديت است آن هم بطور شايسته يعنى تسليم صرف بودن در برابر اراده مولى و محبوب او و رضاى او است همه اينها مربوط به عبوديت در برابر مالك عرفى و بشرى است . [ ولى مسلّم است كه احاطه خدا نسبت به مخلوقات از اين معنى خيلى برتر و بالاتر است و نمىتوان آن را با مالكيت مولا نسبت به بنده مقايسه كرد . ] براى اينكه ملك خدا حقيقت ملك است ، كه در برابرش هيچ موجودى از موجودات استقلال ندارند ، نه استقلال ذاتى ، نه صفتى ، نه عملى ، آرى

--> ( 1 ) . سوره نساء ، آيه 65 . ( 2 ) . سوره مؤمنون ، آيه 1 - 3 . ( 3 ) . سوره بقره ، آيه 131 .