مراد على شمس

184

با علامه در الميزان ( فارسى )

بخواهيم نسبت متوسطى بگيريم روى اين جريان طبيعت هريك مردى دو زن خواهد داشت . 2 - گذشته از آن آمارى كه از آن ياد كردند خود بيانگر اين معنا است كه زنان عمرشان از مردان بيشتر است ، و لازمهء آن اين است كه در سال مرگ همين پسران و دخترانى كه فرض كرديم عده‌اى پيرزن وجود داشته باشد كه در برابر آنها پيرمردانى وجود نداشته باشند . ( مؤيد اين معنا آمارى است كه روزنامه اطلاعات تهران مورخهء سه شنبه يازدهم دىماه هزار و سيصد و سى و پنج شمسى از سازمان آمار فرانسه نقل كرده ) و خلاصه‌اش اين است كه : « در فرانسه در برابر هر 100 مولود دختر 105 مولود پسر مىباشد با اين وصف تعداد زن‌ها در فرانسه تقريبا چهل ميليون جمعيت دارد 1765000 نفر بيش‌از مردان است علتش اين است كه پسرها در برابر امراض خيلى ناتوان‌تر از دختران هستند به‌طورى كه تا سن 19 سالگى 5 % زائد پسران از بين مىروند . آنگاه در سنين ما بين 25 - 30 باز هم تعداد مردان رو به نقص مىرود تا وقتى به سن 60 - 65 مىرسند در برابر هر « 000 / 1500 » نفر زن تنها « 000 / 750 » نفر مرد مىماند » . 3 - خاصيت توليد نسل در مردان بيش‌از زنان است ، زنان نوعا در سن پنجاه سالگى يائسه شده و از قدرت حمل مىافتند و در مردان تا سال‌ها پس از آن و چه بسا تا آخر عمر طبيعىشان يعنى 100 سال اين‌قدرت باقى است . بنابراين دوران صلاحيت مرد براى توليد كه تقريبا 80 سال است دو برابر دوران صلاحيت زن كه تقريبا چهل سال است مىباشد . وقتى اين مطلب ، به مطلب سابق منضم شود اين نتيجه به دست مىآيد كه