مراد على شمس

182

با علامه در الميزان ( فارسى )

و كارها معطل ماند و يا زنا در جامعه شيوع پيدا كرد ، بلكه تاريخ و مورخين خلاف اين را اثبات مىكنند . علاوه بر اينكه زنانى كه بر سر زنان اول شوهر مىكنند ، در جامعهء اسلامى و ساير جامعه‌هايى كه اين عمل را جايز مىدانند با رضا و رغبت خود زن دوم و يا سوم يا چهارم شوهر مىشوند ، و اگر مىبينيم كه اين زنان به چنين ازدواجى تمايل پيدا مىكنند به خاطر عللى است كه در اجتماع حكم‌فرماست و همين دليل روشن است بر اينكه طبيعت جنس زن امتناعى از تعدد زوجات ندارد و قلبشان از اين عمل آزرده نمىشود . بلكه اگر آزردگىاى هست از لوازم و عوارضى است كه همسر اول پيش مىآورد ، زيرا همسر اول وقتى تنها همسر شوهرش باشد ، دوست نمىدارد كه غير از او زنى ديگر به خانه‌اش وارد شود ، زيرا كه مىترسد قلب شوهرش متمايل به او شود و يا او بر وى تفوق و رياست پيدا كند و يا فرزندى كه از او پديد مىآيد با فرزندان وى ناسازگارى كند و امثال اين گونه ترس‌ها است كه موجب عدم رضايت و تألم روحى زن اول مىشود نه يك غريزهء طبيعى . « 1 » س 165 - چه پاسخى به اشكال دوم وارد بر ، « تعدد زوجات » مبنى بر اينكه « تعدد زوجات از نظر آمار زن و مرد عملى غيرطبيعى است » داده شده است ؟ ج - جوابش اين است كه اين استدلال از چند جهت مخدوش و نادرست است :

--> ( 1 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 292 - 294 + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 7 ، ص 309 - 311 . [ با تلخيص و تصرف ]