مراد على شمس
181
با علامه در الميزان ( فارسى )
مىبيند خداى عز و جل به شوهرش اجازهء تعدد زوجات را داده تسليم ارادهء پروردگارش مىشود . « مترجم » ) آرى زن غربى كه قرنهاست با قانون « وحدت زن » انس گرفته و به نسلى پس از نسل ديگر تلقين شده است ، يك عاطفه كاذب در روحش بر ضد تعدد زوجات جايگير شده است . دليل بر اين معنا اين است كه زن غربى به خوبى اطلاع دارد كه شوهرش با زنان همسايگان زنا مىكند و هيچ ناراحت نمىشود ، پس اين عاطفهاى كه امروز در ميان زنان متمدن پيدا شده ، عاطفهاى است تلقينى و دروغين . و اين نه تنها مرد غربى است كه هرزنى را دوست داشته باشد ( چه بكر و چه بيوه ، چه بىشوهر و چه شوهردار ) زنا مىكند ، بلكه زن غربى نيز با هر مردى كه دوست بدارد تماس غيرمشروع برقرار مىكند ، و از اين بالاتر اينكه زن و مرد غربى با محرم خود جمع مىشوند و به اين قانع نيستند ، بلكه عمل زشت لواط را هم مرتكب مىشوند و اين رسوايى را بدآنجا رساندند كه در چند سال قبل از پارلمان انگليس خواستند تا عمل لواط را برايشان قانونى كند ، چون آنقدر شايع شده بود كه ديگر جلوگيريش ممكن نبود . جاى بسيار شگفت است كه چگونه زنان غربى از اين همه بىناموسى كه شوهرانشان مىبينند متأسف نگشته ، دلها و عواطفشان جريحهدار نمىشود . و اما اينكه گفتند : تعدد زوجات باعث دلسردى زنان در ادارهء خانه و بىرغبتى آنان در تربيت اولاد مىشود و زنا و خيانت رواج مىگيرد ، درست نيست زيرا تجربه خلاف آن را اثبات كرده است . در صدر اسلام حكم تعدد زوجات جارى شد و هيچ مورخ و اهل خبرهء تاريخ نيست كه ادعا كند در آن روز زنان به كاركردن در خانه بىرغبت شدند