مراد على شمس

170

با علامه در الميزان ( فارسى )

صادره از آدمى متصف بدان مىگردد و اعمال آدمى نحوه صدورش بستگى به صفات مختلفه روحى دارد و بين اين دو قسم اتصاف ( اتصاف روح به اخلاقيات و اتصاف عمل به آداب ) فرق بسيارى است پس آداب ناشى از اخلاق و اخلاق زائيده از مقتضيات اجتماع است . نوع ادب‌ها را مىتوان از نوع اخلاقيات استفاده نمود ، علاوه بر اينكه خود ادب از شاخ و برگهاى اخلاقيات است . « 1 » س 152 - منظور از « ادب الهى » كه خداى سبحان انبيا و فرستادگانش را به آن مؤدّب نموده است چيست ؟ ج - ادب الهى ، همان هيأت زيباى اعمال دينى ايست كه از غرض و غايت دين حكايت مىكند و آن غرض ، عبوديت و بندگى است ، البته اين عبوديت در اديان حق از جهت زيادى دستورات و كمى آن و همچنين از جهت مراتب كمال كه در آن اديان است فرق مىكند . خلاصه ادب الهى و يا ادب نبوّت همانا عمل را بر هيأت توحيد انجام دادن است . « 2 » * ادريس س 153 - « ادريس » چگونه شخصيتى بوده است ؟ و قرآن او را چگونه معرفى كرده است ؟ ج - مفسرين گفته‌اند : نام « ادريس » پيغمبر « اخنوخ » بود ، و او به‌طورى كه

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 6 ص 367 و 433 . [ با تصرف ] ( 2 ) . الميزان ؛ ج 6 ص 367 . [ با تلخيص ]