مراد على شمس

159

با علامه در الميزان ( فارسى )

انسانها را از نظر اوصاف و طرز تفكر ، طورى تربيت كرده كه ديگر محل و موضوعى براى رذائل اخلاقى باقى نگذاشته و به عبارت ديگر اوصاف رذيله و خوىهاى ناستوده را ، از طريق رفع از بين برده نه دفع ، يعنى اجازه نداده كه رذائل در دلها راه يابد ، و دلها را آنچنان با علوم و معارف خود پر كرده كه ديگر جائى براى رذائل باقى نگذاشته است . مثلا : انسانى كه ريا مىكند و كارى براى غير خدا انجام مىدهد يكى از دو علت بيشتر ندارد . يا مىخواهد از اين راه كسب وجهه و عزّتى در نظر طرف بكند و يا از قدرت او مىهراسد ، چنين كسى وقتى متوجه شود كه قرآن كريم مىگويد : « إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً ، عزت همه‌اش از خداست » « 1 » و هم نيرو را منحصر در او كرده و فرموده : « أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً ، نيرو همه‌اش از خداست » « 2 » و مالكيت همه چيز را از آن خدا مىداند كه خداوند كرارا در آيات قرآن مجيد فرموده : « مالكيت مال خداست » و « مالكيت هرآنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست » و « آنچه در آسمانها و زمين است مال اوست » ، و كسى كه ايمان راسخ به اين حقايق داشته باشد ، ممكن نيست غير خدا را طالب باشد و خضوع يا خوف و رجائى نسبت به ديگرى پيدا كند ، يا از غير خدا لذت ببرد ، خدايى كه ذات مقدسش باقى و همه چيز فانى مىشوند او از « باطل » يعنى آنچه غير خداست و در مقابل ذات حق ارزشى ندارد ، گريزان است . اين روش براساس توحيد خالص و كاملى كه از مختصات اسلام است قرار دارد . و آياتى « 3 » كه اين روش تربيت اخلاقى را تعقيب مىكند در قرآن

--> ( 1 ) . سوره يونس ، آيه 65 . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 165 . ( 3 ) . ر ك : سورهء طه ، آيات 8 و 111 ؛ سورهء انعام ، آيهء 102 ؛ سورهء سجده ، آيهء 7 ؛ سورهء بقره ، آيهء 116 ؛ سورهء اسراء ، آيات 22 - 23 ؛ سورهء فصلت ، آيات 53 - 54 ؛ سورهء نجم ، آيهء 42 .