مراد على شمس

155

با علامه در الميزان ( فارسى )

خوش‌نامى در نظر توده مردم و مأنوس شدن با خواص مىشود . علم حافظ آدمى است ، در حالى كه مال را بايد آدمى حفظ كند . علم مانند چشم تيزبينى است كه به كمك آن مىتوان هرحادثه ناگوار را ديد و از آن اجتناب كرد و به هرمقصد عالى رسيد ، ولى جهل نابينائى است . اين طريقه ، همان طريقهء معهودى است كه علم اخلاق قديم ، اخلاق يونان و غير آن بر آن اساس بنا شده و قرآن كريم اخلاق را از اين طريق استعمال نكرده و زيربناى آن را مدح و ذم مردم قرار نداده است . گرچه قرآن مجيد بعضا پاره‌اى از منافع اجتماعى از كارها را در مقام تشويق ذكر كرده است ولى با دقت معلوم مىشود كه منظور از ذكر آن ، بيان جنبه‌هاى دنيوى نيست و منافع و آثار اخروى آن مورد نظر است . مثلا در آيه‌اى « 1 » دربارهء قبله مردم را به ثبات و عزم دعوت كرده و علت آن را افكار عمومى قرار داده است و يا در آياتى « 2 » مردم را دعوت به صبر و بخشايش كرده ، چون باعث عزم و عظمت است . و بالأخره در امثال اين آيات كه علت را فوائد دنيائى قرار داده ، برگشت آن فوائد نيز در حقيقت به نتايج اخروى است . « 3 » س 138 - تحصيل ملكات فاضله و تهذيب اخلاق ، با توجه به فوائد اخروى آن چگونه بوده ، و طريقه چه گروه و مكاتبى است ؟ ( بحث اخلاقى ) ج - اين طريقه از تهذيب اخلاق اين است كه آدمى فوائد آخرتى آن را در

--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيهء 150 . ( 2 ) . سورهء انفال آيهء 46 ؛ سورهء شورى ، آيهء 43 . ( 3 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ص 219 - 220 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 1 ص 534 ( با تصرف ) .