مراد على شمس

121

با علامه در الميزان ( فارسى )

انسان تصرّف كنم . بنابراين ، اينكه بعضى از علما گفته‌اند « اجماع علما بر اين است كه ابليس و ذرّيه او از طايفهء جنّ و مانند ساير اجنّه اجسامى هوايى و لطيفند و به هر شكلى كه بخواهند درمىآيند حتى شكل سگ و خوك ولى ملائكه اجسام لطيفى هستند كه به هرشكل درمىآيند جز به شكل سگ و خوك » « 1 » سخنى نادرست است ؛ زيرا ظاهر اين كلام اين است كه ملائكه و شيطان‌ها قدرت بر تغيير ذات خود دارند و اين حرفى است كه نه از عقل دليلى بر آن هست و نه از نقل ، اجماعى هم كه ادعا كرده‌اند در حقيقت اتفاق در فهم است ، و چنين اجماعى را اگر خود ما به دست بياوريم حجت نيست تا چه رسد به اينكه ديگران آن را نقل كنند ، وقتى اجماع در كار نبود باقى مىماند كتاب و سنت ، و مآخذ قرآنى و روايتى اين داستان همان بود كه ما ذكر كرديم ، و ديديد كه از آن چنين چيزى استفاده نمىشد . همچنين مسألهء ذرّيهء ابليس و كثرت آنها چيزى جز اين در دست نيست كه ذرّيه ابليس بسيارند و همه از خود او منشعب شده‌اند ، امّا اين انشعاب از راه تناسلى است كه ما داريم و يا از راه تخم‌گذارى و جوجه‌كشى است و يا به نحوى ديگر است براى ما معلوم نيست ، و مانند بسيارى از چيزها راهى براى فهم آن نداريم . بله ، در بين روايات چند روايت ديده مىشود كه دلالت دارند بر اينكه « ابليس با خودش ازدواج مىكند و يا تخم مىگذارد و جوجه درمىآورد ، و يا براى ابليس دوران و يك عضو تناسلى نر و ماده است ، كه خودش با خود

--> ( 1 ) . بحار ، ج 63 ، ص 283 . ط بيروت .