مراد على شمس
117
با علامه در الميزان ( فارسى )
س 98 - متكلمين در خصوص پاسخى كه خداى متعال از شبهات ابليسى داده در آيهء شريفهء « لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ » « 1 » چه نظرى دادهاند ؟ ج - دانشمندان علم كلام از جهت اختلافى كه در مسأله افعال خدا و مسائل متفرع بر آن دارند كه آيا فعل خداى تعالى معلول غرض و هدف مىشود يا نه در مسأله مورد بحث يعنى جوابى كه خداوند متعال از شبهات ابليس داده نيز اختلاف كردهاند . اشاعره كه يك طايفه از متكلمين هستند از جهت اينكه اراده گزافى و اسناد شرور و قبايح را به خداوند تجويز كردهاند در اين مسأله نيز گفتهاند معناى كلام خدا كه فرمود : « لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ » اين است كه خداى تعالى هركارى مىتواند بكند و لازم نيست كارهاى او مانند كارهاى ما مشتمل بر غرض و نتيجهاى باشد ، و عقل نمىتواند خدا را مانند ديگران محكوم به اين حكم كند . در مقابل اين طايفه معتزله قرار دارند كه مىگويند : فعل بدون غرض و نتيجه ، صدورش از خداى تعالى محال است ، زيرا چنين فعلى مستلزم لغو و گزاف است ؛ و خداى تعالى كار لغو نمىكند . و چون رأى معتزله در افعال خدا اين بوده لذا در تفسير آيه مورد بحث نيز گفتهاند : معناى آيه اين است كه خداى تعالى « حكيم » است و حكيم كسى را گويند كه حق هرذى حقى را ادا مىكند ، و معلوم است كه چنين كسى مرتكب قبيح و لغو و گزاف نمىشود تا كسى از او بازخواست كند ، از كسى
--> ( 1 ) . سورهء انبياء ، آيهء 23 .