مراد على شمس
107
با علامه در الميزان ( فارسى )
و دين او است . و « آمدن شيطان از دست راست » به اين معنا است كه وى آدمى را از راه ديندارى بىدين مىكند ، و او را در بعضى از امور دينى وادار به افراط نموده به چيزهايى كه خداوند از آدمى نخواسته تكليف مىكند . و اين همان ضلالتى است كه خداوند آن را « اتباع خطوات الشيطان » نام نهاده است . و منظور از « سمت چپ » بىدينى مىباشد ، به اين معنا كه فحشا و منكرات را در نظر آدمى جلوه داده وى را به ارتكاب معاصى و آلودگى به گناهان و پيروى هواى نفس و شهوات وادار مىسازد . « 1 » س 88 - فلسفهء وجودى شيطان چيست ؟ و چرا خداوند ابليس را آفريد ؟ ج - عالم خلقت با همهء وسعتى كه در آن است تمامى اجزايش به يكديگر مربوط و مانند يك زنجير اولش بسته و مربوط به آخرش مىباشد ، بهطورى كه ايجاد جزيى از آن مستلزم ايجاد و صنع همهء آن است ، و اصلاح جزئى از اجزائى آن به اصلاح همهء آن مربوط است . اين ارتباط لازمهاش اين نيست كه جميع موجودات مثل هم و ربطشان به يكديگر ربط تساوى و تماثل باشد ، زيرا اگر همهء اجزاى عالم مثل هم بودند عالمى به وجود نمىآمد بلكه تنها يك موجود تحقق مىيافت ، و لذا حكمت الهى اقتضا دارد كه اين موجودات از نظر كمال و نقص ، و وجدان مراتب وجود و فقدان آن ، و قابليت رسيدن به آن مراتب و محروميت از آن مختلف باشند . آرى ، اگر در عالم ، شر و فساد ، تعب و فقدان ، نقص و ضعف و امثال آن نبود
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 36 . [ با تصرف ]