الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )
39
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )
همسرش كه دعاها را مىشنيد ، با دلى شكسته نزدش آمد و گفت : تورا بهخدا اين دعا را نكن ! تو داراى فرزندان خردسال هستى حال آنكه فرزندان " شيخ مدنى " همگى بزرگ شدهاند ! ولى خداوند متعال چنين مقدر كرده بود كه " شيخ مدنى " وفات كند و به جوار رحمتش انتقال يابد . ترديدى نيست كه اين خود تصوير صادق و گويايى از عمق رابطه و پاكى عواطف او نسبت به همكاران و همگنانش در " دارالتقريب " مصر است . از سجاياى اخلاقى " آيت الله قمى " " آيت الله قمى " از سجايا و ويژگىهاى اخلاقى متعددى برخوردار بود كه هركدام نقش بسزايى در موفقيت طرح " تقريبى " وى داشت ، از جمله ويژگىهاى وى مىتوان به موارد زير اشاره كرد : 1 . وسعت نظر اين ويژگى در اغلب برخوردهاى وى با ديگران بويژه آنهايى كه در شمار مخالفان طرح اصلاحگرايانهء او بهشمار مىرفتند ، تجلى مىيافت . از جمله برجستهترين مثالى كه در اين مورد مىتوان زد اين است : هنگامى كه قرار شد اعضاى " جماعة التقريب " را براى نمايندگى اولين تشكيلات رسمى متصدى مسائل اين جنبش برگزيند ، از جمله نامى را برگزيد كه در تعصب نسبت به مذهب خويش و مخالفت با ايدهء " تقريب " با شيعه ! مشهور بود ؛ وقتى " شيخ المراغى " - رئيس وقت الازهر " از اين موضوع باخبر شد ، طى تماسى با او از راز گزينش اين شخص از وى پرسيد . " آيت الله قمى " پاسخ داد : « با علم به تعصبى كه دارد او را برگزيدم زيرا ما در " جماعة التقريب " بهشدت نيازمند كسى چون او هستيم تا همواره اعتراضها را مطرح سازد ؛ اگر اعتراضات وى بر حق بود كه آنها را درنظر مىگيريم و بدين ترتيب ، راه خود را مصونيت مىبخشيم و چنانچه اعتراضهاى وى شبههاى بيش نبود ، پيش از آنكه در ميان مردم پخش شوند ، به پاسخ غير مستقيم به آنها مىپردازيم . » " شيخ المراغى " با پاسخى كه شنيد ، نفس راحتى كشيد و شادمانه گفت : « اين نحوهء