الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )
30
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )
دوران تحصيل " شيخ محمدتقى قمى " تحصيلات دورهء ابتدايى را در تهران گذراند و همانجا قرآن كريم را حفظ كرد و زبان و ادبيات عرب را آموخت ؛ نبوغ و استعداد تحصيلى وى در همهء مراحل كودكى كاملًا برجسته بود . وقتى مرحلهء دبيرستان را سپرى كرد به مدرسه عالى ادبيات پيوست و طى آن زبان فرانسه را آموخت و همزمان دروس دينى را نيز زيرنظر اساتيد متخصص دنبال كرد و در اين راستا ، فقه و اصول و كلام و ديگر علوم دينى را فراگرفت . فعاليتهاى " تقريبى " از برجستهترين فعاليتهاى " علامه قمى " اشتغال وى به مسئله " تقريب " مذاهب اسلامى بود ؛ او همچون ديگر مصلحان و مخلصان اين امت ، از اوضاع نابسامان مسلمانان و بويژه درگيرىها و نزاعهاى بيهودهاى كه ميان شيعه و سنى در جريان بود ، رنج مىبرد . در زمان وى حادثه دردناكى اتفاق افتاد كه گامهاى او را به سمت جريان تقريبى شتاب بيشترى بخشيد ؛ خلاصه اين حادثه ، كشته شدن يك حاجى سيد ايرانى از تبار پيامبراكرم ( ص ) به بهانهء اهانت به كعبهء مقدس بود ! حقيقت آن بود كه اين مرد ، طى طواف خود به گرد كعبه ، دچار حالت تهوّع شد و در صدد برآمد از ميان طواف كنندگان خارج شود ولى نتوانست خود را كنترل كند لذا لباس خود را جمع كرد و براى آلوده نساختن زمين مسجدالحرام ، در دامن خود استفراغ كرد و سپس به شتاب در صدد خروج از مسجدالحرام شد ؛ در اين حال يك " شرطى " او را متوقف و در مورد آنچه در لباس خود پنهان كرده است ، از وى پرس و جو كرد . او به دليل عدم آشنايى با زبان عربى ، موضوع را به زبان فارسى توضيح داد ولى " شرطى " چيزى نفهميد و او را به مقامات دادگاه سپرد ؛ در آنجا نيز چيزى از سخنانش دستگيرشان نشد ، در آن زمان ترجمهء سخنانش نيز امكان پذير نبود و از آنجا