الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )
22
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )
درجاى خود مسلم وثابت گشته است ، والاتر و مقدّستر از آناست . " اصمعى " مىگويد : « اگر اسب در حال تاخت هر دو دستش را با هم بلند كند و با هم بر زمين بگذارد ، اينكار " تقريب " است » و ابن زيد مىگويد : اگر محكم هر دو دستش را به زمين كوبيد ، به معناى " تقريب " است . و " تقريب " حُسنى است كه به بركت و شادابى و وحدت و جمع و نزديكى و عدم دورى و فاصلهگيرى ، اشاره دارد . و در اصطلاح ، " تقريب مذاهب اسلامى " كوششى جدّى براى تحكيم روابط ميان پيروان اين مذاهب از راه درك اختلافهاى موجود ميان خود و زدودن پيامدهاى منفى اين اختلافها و نه اصل اختلافهاست . كسى كه به " تقريب " فرا مىخواند ، بهدنبال از ميان برداشتن مذاهب و تبديل آنها به يك مذهب نيست ؛ او نمىخواهد سنى را شيعه و شيعه را سنى كند ، بلكه مىخواهد اختلافهايى را كه به صورت درد اين امت درآمده است به درمان قطعى و داروى مؤثرى براى بيمارىهاى لاعلاج آن ، تبديل سازد . بهجاى اينكه اين اختلافها ، عامل ضعف و پراكندگى مسلمانان باشد ، مىتواند با بهرهگيرى از ارزشها و برنامههاى متناسب با شرايط حاضر ، باعث وحدت و پيشرفت و غنىسازى معارف و علوم و انديشههاى ايشان گردد . بنابراين " تقريب " مىتواند انقلاب و خيزش مسلمانان عليه واقعيت تلخى باشد كه آنانرا فرا گرفته و اختلافهاى پيچيده - اختلافهاى ساده كه جاى خود دارد - را به حالتهاى سازندهاى تبديل كند كه انديشهء مسلمانان را طراوت و پويايى بخشد و به شكوفايى فرهنگ و گسترش افق ديدشان انجامد و تجلىبخش اين حقيقت باشد كه شريعت اسلامى ، به تعبير پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ، شريعت پرگذشتى است . بنابراين مىتوانيم با بهرهگيرى از " تقريب " ، اختلافهاى خود را مديريت كنيم و