سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

31

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

رو گردان نشويد ، هرگز شما را از رويهء پيغمبرتان به طريق ديگر راهبرى نمىكند و به اندازهء موئى راه خطا نمىپيمايد ؛ چگونه ممكن است به راه مخالفت گام نهد با آنكه علومى از سوى پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله در اختيار اوست و از مرگها و وصيتها آگاه است و كاملا حق را از باطل امتياز مىدهد و به رويهء هارون برادر حضرت موسى عليه السّلام گام برمىدارد ؛ براى همين بود كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به او ، فرمود : منزلت تو در پيشگاه من ، برابر با منزلت هارون در نزد موسى بن عمران است ؛ جز اينكه پس از من پيغمبرى مبعوث نمىشود . آرى ! موقعيتى است كه خدا به او داده است و كرامتى است كه از ناحيهء پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله نصيب او شده است . خداى تعالى ، مقامى به او داده است كه به هيچيك از آفريدگان خويش عطا نفرموده است . [ همان كتاب 1 / 103 ] از « اصبغ بن نباته » روايت مىكند كه در يكى از روزها ، حضور مبارك حضرت على عليه السّلام شرفياب بوديم ، يكى از يهوديان وارد شد و گفت : يا امير المؤمنين ! خدا چه زمانى وجود يافته است ( متى كان الله ) ؟ از شنيدن سخن او ناراحت شديم و نزديك بود او را بكشيم ! امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود : دست از او بازداريد . سپس خطاب به يهودى فرمود : اى برادر يهودى ! مطالبى را كه در پاسخ تو مىگويم با گوش بشنو و با دل از آن نگهدارى كن ؛ براى اينكه آنچه را كه مىگويم از كتاب خود تو است ( تورات ) كه خداى تعالى آن را در اختيار حضرت موسى عليه السّلام در آورده است . اينك هرگاه آن كتاب را خوانده و مطالب آن را به خاطر سپرده باشى ، به اين حقيقت خواهى رسيد كه آنچه مىگويم مطابق با كتاب ( تورات ) است . همانا كلمه « متى » را در جائى و نسبت به كسى به كار مىبرند كه وجود نداشته ، بعدا وجود يافته است . و كسى كه همواره بوده است و از كيفيتى برخوردار نمىباشد ، خود بوده و نيازى در وجود يافتن ، به كسى و به چيزى ندارد . پيش از پيشها بود ، و پس از پسها هم خواهد بود . آرى ، همواره هست و نهايتى براى او متصور نمىباشد . تمام غايتها و نهايتها به او منتهى مىشود و او غايت