سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

30

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

نيازى به دانشمندان شام و عراق ندارد . « حضرمى » حديث مزبور را روايت كرده است . [ تهذيب التهذيب ابن حجر 7 / 338 ] « سعيد بن عمرو بن سعيد بن عاص » مىگويد كه به « عبد الله بن عباس بن ابى ربيعه » ، گفتم : چرا شما تمايل به على عليه السّلام داريد ؟ گفت : اى برادرزاده ! علتش آنست كه هرگاه مردم از او سؤالى مىكنند ، بىدرنگ به پاسخ آنها مىپردازد و جواب دندان شكنى به آنها مىدهد ؛ و ديگر اينكه در ميان عشيره خود نفوذ فوق العاده‌اى دارد ؛ از همگان در پذيرش اسلام پيش قدم بوده است ؛ رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را پشتيبان خود مىداند ؛ از سنّت الهى كمال برخوردارى را دارد ؛ در كارزارها دلاورى بىباك و شجاع است ؛ نياز نيازمندان را بر طرف مىكند . مؤلف گويد : « محب طبرى » اين حديث را در [ ذخائر ص 79 ] نقل كرده است . [ كنز العمال 8 / 215 ] از « يحيى بن عبد الله بن حسن » ، از پدرش روايت مىكند كه در يكى از اوقات كه حضرت على عليه السّلام به ايراد خطبه اشتغال داشت ، مردى از جاى خود برخاست و عرض كرد : يا امير المؤمنين ! بفرماييد اهل جماعت ، و اهل فرقت ، و اهل سنّت و اهل بدعت چه كسانند ؟ حضرت على عليه السّلام فرمود : واى بر تو ! اكنون كه چنين سؤالى كردى ، پاسخ مرا با دقت كامل گوش كن و اطمينان دارم پس از پاسخ من ، ديگر نيازى نداشته باشى كه آنها را از ديگرى بپرسى ( حديث را ادامه داده تا آنجا كه ) هر يك از سؤالها را پاسخ مىداد و حاضران در مجلس تصديق مىكردند و مىگفتند : يا امير المؤمنين ! پاسخ شما صحيح است و اميد داريم خداى تعالى در كليهء امور شما را باقى بدارد و استوارى شما را زيادتر فرمايد ! در اين هنگام « عمّار » از جاى خود برخاست و خطاب به مردم گفت : اى مردم ! به خدا سوگند ! هر گاه از على عليه السّلام پيروى كنيد و از اطاعت او