سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
26
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
و ششصد و پنجاه تن سلحشور از كوفه قيام مىكنند . « ابن عباس » گويد ، من گفتم : جنگ همراه با نوعى حيلهگرى و خدعه است . بالاخره از خانه بيرون آمده و با آنها كه آمادهء كارزار بودند ملاقات كرده ، پرسيدم : چند نفريد ؟ همان عدد را كه از على عليه السّلام شنيده بودم ، گفتند . گفتم : آرى ! سخن على عليه السّلام از همان سلسله از اسرارى مىباشد كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله با على عليه السّلام در ميان گذاشته بود . آرى ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هزار هزار كلمه به على عليه السّلام آموخت كه از هر كلمهء آن ، هزار كلمه بوجود مىآيد . « متّقى » گويد : « اسماعيلى » اين حديث را در « المعجم » آورده است . مؤلف گويد : « عسقلانى » هم در [ فتح البارى 16 / 165 ] با اندك اختلافى ، به نقل حديث مزبور پرداخته و مىگويد : « طبرانى » آن را نقل نموده است . [ همان كتاب 6 / 405 ] از « ابو معتمر مسلم بن اوس » و « جارية بن قدامة سعدى » نقل كرده است كه هر دو تن بحضور حضرت على عليه السّلام شرفياب شدند ، همان زمان حضرت به ايراد خطبه اشتغال داشت و در ضمن مطالب عاليه فرمود : « سلونى قبل ان تفقدونى » . [ پيش از آنكه مرا دهيد از كف هر چه خواهيد ز من كنيد سؤال ] و اين به آن معنى است كه مادون عرش تا آخرين نقطه فرش را از من بخواهيد ، تا از يك يك آنها شما را آگاه سازم . « ابن نجّار » اين حديث را نقل كرده است . مؤلف گويد : به زودى در باب آينده حديثى را از « كنز العمّال » از « ابو طفيل ، عامر بن واثله » نقل مىكنيم . وى مىگويد : على بن ابيطالب عليه السّلام را در حالى مشاهده كردم كه به ايراد خطبه مشغول بود و در ضمن خطابه فرمود : « از من بپرسيد ، به خدا سوگند ! از هر چه كه تا روز قيامت بوجود مىآيد سؤال نمىكنيد ، مگر اينكه تمام آنها را پاسخ مىگويم » . [ همان كتاب 6 / 153 ] رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده است : على عليه السّلام صندوق