سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

128

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

مىآورد . و او كه گفته است ، به چيزى كه آفريده نشده است ، اقرار مىكند . مرادش ، روز قيامت است ! ! « عمر » در پايان توضيحات حضرت على عليه السّلام ، اظهار داشت : پناه مىبرم به خدا ، از پيشآمد مشكلى كه على عليه السّلام در رفع آن مشكل حضور نداشته باشد ! [ فتح البارى در شرح بخارى 17 / 105 ] مىنويسد : در كتاب « النّوادر حميدى » و « طبقات محمد بن سعد » به روايت « سعيد بن مسيّب » ، چنين آمده است : « عمر » همواره از مشكلى كه حضرت ابو الحسن عليهما السّلام در رفع آن مداخله داشته باشد ، به خدا پناهنده مىشد و مراد او از ابو الحسن ، حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام بوده است . [ ثعلبى در قصص الانبيا ص 566 ] در تفسير آيهء شريفه * ( إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ) * ( سوره كهف ، آيه 10 ) ؛ زمانى را كه به خاطر بياور كه آن جوانان به غار پناه بردند ، و گفتند : پروردگارا ! ما را از سوى خودت رحمتى عطا كن . . . در ذيل اين آيه اظهار مىدارد كه حكايت آنان از اين قرار است : هنگامى كه « عمر بن خطَّاب » بر سرير خلافت قرار گرفت ، گروهى از پيشوايان يهود نزد او آمدند و خطاب به او گفتند : اى عمر ! تو پس از محمد صلَّى اللَّه عليه و آله ، ولىّ امر مسلمانان هستى و همچنين مصاحب پيغمبرت بودى ( ! ) اينك ، پرسشهائى از تو داريم كه اگر پاسخ ما را آنچنان كه هست بيان كنى ، مىدانيم كه اسلام حق است ، و محمد صلَّى اللَّه عليه و آله پيغمبر خداست . و در غير اين صورت ، اسلام باطل است و محمد صلَّى اللَّه عليه و آله پيغمبر نمىباشد ! « عمر » گفت : هر چه مىخواهيد بپرسيد ! يهوديان سؤال كردند : قفلهاى آسمان كدام است ؟ كليدهاى آسمانها چيست ؟ گورى كه با صاحبش در حركت بود چه گورى است ؟ موجودى كه مردم خود را انذار مىكرد ، در حالى كه نه از جن بود ، و نه از انس ؟ پنج موجودى كه روى زمين حركت مىكردند ، در حالى كه در رحم مادر روزگار جنينى خود را طى