سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
127
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
قوم لست فيهم » ! و « ابن حجر » هم در [ صواعق ص 107 ] آورده است و اشاره مىكند كه « دار قطنى » هم از آن ياد كرده است . [ همان كتاب 2 / 197 ] از « يحيى بن عقيل » نقل مىكند كه هرگاه « عمر » از حضرت على عليه السّلام سؤالى مىكرد و از چگونگى حل مشكل اطلاع مىيافت ، در برابر گشايشى كه برايش ايجاد شده بود ، مىگفت : « لا ابقانى الله بعدك يا على » ! « ابن سمّان » اين حديث را در « الموافقه » آورده است . [ نور الابصار شبلنجى ص 171 ] مىنويسد : مردى را حضور « عمر » آوردند . در پاسخ گروهى كه از وى پرسيدند : چگونه شب را به روز آوردى ؟ گفت : در حالى كه « فتنه » را دوست مىدارم ، و « حق » را نمىپسندم و « يهود » و « نصارا » را تصديق مىكنم ، و به چيزى كه نمىبينم ، ايمان مىآورم . و به چيزى كه آفريده نشده است ، اقرار مىكنم . « عمر » كسى را به دنبال حضرت على عليه السّلام فرستاد . هنگامى كه حضرت على عليه السّلام تشريف فرما شد ، گفتار آن مرد را براى ايشان بازگو كردند . حضرت فرمود : او راست گفته است كه « فتنه » را دوست مىدارد ، چرا كه خدا مىفرمايد : * ( إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ ) * ( سوره تغابن ، آيه 15 ) ؛ اموال و فرزندان شما فتنه و آزمايش براى شماست . مىگويد : « حق » را دوست نمىدارم ، مراد او ، مرگ است كه مكروه طبع او مىباشد ، همانطورى كه خدا فرموده است : * ( وَجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ) * ( سوره ق ، آيه 19 ) ؛ رنج و سختى مرگ ، در حالى فرا رسيد كه همراه با حق و مرگ بود . و او مىگويد : « يهود » و « نصارا » را تصديق مىكند ، در اين رابطه است كه خدا مىفرمايد : * ( وَقالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ وَقالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ ) * ( سوره بقره ، آيه 113 ) ؛ و يهوديان گفتند : « مسيحيان هيچ موقعيتى ( نزد خدا ) ندارند ، و مسيحيان گفتند : « يهوديان هيچ موقعيتى ( نزد خدا ) ندارند » . . . او مىگويد : به چيزى كه نديده است ايمان مىآورد ، آرى او خدا را نديده است و به او كه وى را نمىبيند ايمان