سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
114
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
آنكه از سوى خدا مأذون باشند به نفع خود توجيه كردهاند . « عمر » آنها را به توبه دعوت كرد . آنان هم توبه كردند . سپس هشتاد و هشت تازيانه در رابطه بادهگسارى به آنها زد . مؤلف گويد : « عسقلانى » اين حديث را در [ فتح البارى 15 / 73 ] نقل كرده و مىگويد : « ابن ابى شيبه » هم آن را روايت مىكند . و « سيوطى » در « الدّر المنثور » در ذيل تفسير آيه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ ) * . . . ( سوره مائده ، آيه 90 ) گفته است كه حديث مورد نظر را « ابن ابى شيبه » و « ابن منذر » روايت كردهاند و در پايان آن آمده است كه « عمر » به حضرت على عليه السّلام عرض كرد : نظر شما دربارهء شاميان بادهگسار چيست ؟ فرمود : نظر من اينست كه آنان در دين خدا بدعت گذاشتهاند و بدون آنكه اجازهاى داشته باشند آيه قرآن را به نفع خود توجيه نمودهاند . اينك اگر بادهگسارى را حلال مىدانند ، آنها را بكش كه حرام خدا را حلال كردهاند . و اگر بادهگسارى را حرام مىدانند ، آنها را هشتاد و هشت تازيانه بزن چرا كه به خدا افترا زدهاند و خدا هم به ما دستور مىدهد ، هرگاه برخى از ما به برخى ديگر افترا بزند بايد او را هشتاد و هشت تازيانه زد . [ استيعاب ابن عبد البر 2 / 463 ] از « عبد الرحمن بن اذينه عبدى » از پدرش ، « اذينة بن سلمه عبدى » ، نقل مىكند ، در ملاقاتى كه با « عمر » داشتم از وى پرسيدم : از كجا به احرام عمره درآيم ؟ گفت : براى پاسخ خود نزد على عليه السّلام برو و از او سؤال كن . « ابن عبد البرّ » گويد : در آن حديث آمده است كه « عمر » گفت : دستور همان بوده است كه على عليه السّلام فرموده است و من از حكم او تعدّى نمىكنم . مؤلف گويد : « محب طبرى » اين حديث را در [ الرياض النضرة 2 / 195 ] نقل كرده است و مىگويد : « ابو عمرو » و « ابن سمّان » در « الموافقه » حديث مزبور را آوردهاند . [ سيوطى در الدّر المنثور ] در ذيل تفسير آيه * ( فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ ) *