سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
108
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
يكديگر جدا شوند و زن ما بقى عدّهء شوهر اولش را به كمال برساند ؛ سپس عدّهء ديگرى بگيرد و مهريهاى هم در برابر اينكه خود را در اختيار دوّمى درآورده است به وى بپردازد . « عمر » از شنيدن اين فرمان خرسند شد و حمد و سپاس الهى را بجاى آورد و خطاب به مردم گفت : هر گاه نسبت به هر چيزى درمانده شديد به سنّت رجوع كنيد . مؤلف گويد : « محب طبرى » حديث مزبور را در [ الرياض النضرة 2 / 196 ] نقل كرده است و از « مسروق » روايت مىكند كه زنى را نزد « عمر » آوردند و گفتند كه وى در عدّه با مردى ازدواج كرده است . « عمر » بلافاصله جدائى آنها را از يكديگر اعلام كرد و گفت : اين زن و مرد براى هميشه از يكديگر جدا مىشوند . حضرت على عليه السّلام از فرمان « عمر » ، خبردار شد و فرمود : هرگاه اين پيشآمد از روى جهل و نادانى باشد مهريهء زن را در برابر اينكه خود را در اختيار مرد دوم درآورده است به وى بپردازند و آن دو را از يكديگر جدا كنند و هرگاه عدّهاش سرآمد ، مرد دوم يكى از خواستگاران او باشد ( حق خواستگارى از او را دارد ) « عمر » پس از اين ، خطابهاى ايراد كرد و در ضمن آن ، خطاب به مردم گفت : هرگاه با امورى كه از چگونگى آن اطلاعى نداريد و نسبت به آنها جاهل هستيد مواجه شديد ، به سنّت توجه كنيد و از راهنمائىهاى آن بهرهمند گرديد . در اين رابطه بود كه خود « عمر » فرمان على عليه السّلام را پذيرفت و به دستور آن حضرت رفتار كرد . « محب طبرى » گويد : « ابن سمّان » اين حديث را در « الموافقه » ياد كرده است . [ همان كتاب 7 / 442 ] به سند خود ، از « ابو الاسود دئلى » روايت كرده كه زنى را پيش « عمر » آورده گفتند : اين زن در عرض شش ماه بچهاى زاييده است . « عمر » كه چنين تولدى را بر خلاف معمول مىدانست تصميم گرفت كه زن را سنگسار كند ! فرمان « عمر » در اين رابطه به اطلاع حضرت على عليه السّلام رسيد .