سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
104
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
استر ، در سال ، پنج درهم بگيرند . [ همان كتاب 1 / 457 ] به سند خود ، از « ابو سعيد خدرى » روايت كرده است كه همراه با « عمر » به حج بيت الله رفتيم . در حال طواف ، « عمر » برابر « حجر الاسود » قرار گرفت و گفت : مىدانم سنگى بيش نيستى و سود و زيانى ندارى و اگر خود نديده بودم كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله تو را مىبوسيد نمىبوسيدم ؛ آنگاه « حجر » را بوسيد . حضرت على عليه السّلام كه حضور داشت ، فرمود : چنان نيست كه تو پنداشتهاى بلكه « حجر الاسود » هم سود دارد و هم زيان ! « عمر » گفت : در كجاى قرآن اين مسئله آمده است ؟ على عليه السّلام فرمود : اين سخن را از بيان الهى استفاده مىكنم آنجا كه خداى تعالى مىفرمايد : * ( وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى ) * ( سوره اعراف ، آيه 172 ) ؛ و ( به خاطر بياور ) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم ، ذريّه آنها را برگرفت ؛ و آنها را گواه بر خويشتن ساخت ؛ ( و فرمود : ) « آيا من پروردگار شما نيستم » گفتند : « آرى ، گواهى مىدهيم ! » و در اين رابطه ، پيمانهائى با آنان استوار كرد و همهء آنها را در كاغذى ثبت فرمود . در آن هنگام ، همين « حجر الاسود » موجود بود ، دو چشم داشت و يك زبان كه خداى تعالى خطاب به آن سنگ ، فرمود : اكنون دهانت را بگشاى ! دهانش را باز كرد و آن نوشته را در ميان دهان او افكند و فرمود : براى كسانى كه تا روز قيامت به خواستهء تو وفا مىكنند گواه باش ! آنگاه على عليه السّلام فرمود : گواهى مىدهم كه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : روز قيامت كه برپا مىشود « حجر الاسود » را در حالى كه زبان فصيحى دارد مىآورند و او گواهى مىدهد به وفادارى آنان كه وى را « استلام » كردهاند . اينك ، اى عمر ! هم اين سنگ سود دارد و هم زيان ؛ سود دارد براى آنهائى كه به عهد خود وفا كردهاند و به حج رفتهاند . و زيان دارد براى آنهائى كه مىتوانستند به حج بيت الله مشرّف شوند