سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
105
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
امتناع ورزيدند . « عمر » پس از شنيدن اين حقايق ، گفت : پناه مىبرم به خدا از اينكه در ميان مردمى زندگى كنم كه تو اى ابا الحسن در ميان آنها نباشى ! مؤلف گويد : اين حديث را « متّقى هندى » در [ كنز العمال 3 / 35 ] ذكر كرده است و مىگويد : « هندى » در « فضائل مكه » و « ابو الحسن قطَّان » در « المطولات » و « حاكم » در « المستدرك » و « عبد الرزاق » در « الجامع » ياد كردهاند . « سيوطى » هم در « الدر المنثور » در ذيل تفسير آيه * ( وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ . . . ) * ( سوره اعراف ، آيه 172 ) علاوه بر اشخاص ياد شده شخص ديگرى را افزوده است و اشاره مىكند كه « بيهقى » در « شعب الايمان » روايت مزبور را نقل كرده است . « فخر رازى » هم مختصرى از آن را در « تفسير كبير » در ذيل تفسير آيه * ( وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ وَطُورِ سِينِينَ وَهذَا الْبَلَدِ الأَمِينِ ) * نقل كرده و در آخر آن آمده است ، « عمر » گفت : اى ابا الحسن ! در ميان مردمى نمانم كه تو در ميان آنها نباشى ! « مناوى » در [ شرح فيض القدير 3 / 46 ] به طرق متعدد و صحيح حديث مزبور را از « عمر » روايت كرده و او از بودن با قومى كه على عليه السّلام در ميان آنها نباشد به خدا پناه مىبرد ! [ همان كتاب 3 / 14 ] به سند خود ، از « سعيد بن مسيّب » روايت كرده كه مىگويد : « عمر » براى اينكه مبدأ تاريخ اسلامى را مقرر داشته باشد مردم را گرد خود جمع كرد و پرسيد : مبدأ تاريخ اسلامى را از چه روزى قرار بدهيم ، حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام فرمود : از روزى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از مكه به مدينه هجرت كرد و سرزمين شرك را ترك گفت . « عمر » نظريه آن حضرت را پذيرفت و مبدأ تاريخ اسلامى را آغاز هجرت پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله اعلام نمود . « حاكم » گفته است كه سند اين حديث صحيح است . مؤلف گويد : حديث مزبور را « ابن جرير » در [ تاريخ 2 / 112 ] و « متّقى » در [ كنز العمال 5 / 244 ] دو مرتبه يادآورى كرده است كه در يكى از آن دو آمده است :