سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

102

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

« طلحه » و « زبير » نزديك « عمر » نشسته بودند . به « عمر » گفتم : « خالد بن وليد » مرا بحضورت فرستاده است پس از ابلاغ سلام ، مىگويد : مردم بىاندازه به باده‌گسارى مىپردازند و به شكنجهء آن اعتنائى ندارند ! « عمر » گفت : از اين گروه كه در مسجد حاضرند بپرس تا در حق آنان قضاوت نمايند . حضرت على عليه السّلام در پاسخ فرمود : رأى ما اينست كه باده‌گسار هنگامى كه مست مىشود ، هذيان مىگويد و پس از هذيانگوئى ، افترا مىزند و به افترا زننده بايد هشتاد تازيانه زد . « عمر » به او گفت : آنچه را شنيدى به « خالد » ابلاغ كن . « خالد » پيام را دريافت كرد و از آن به بعد ، هر كس باده‌گسارى مىكرد ، به او هشتاد تازيانه مىزد . « حاكم » مىگويد : سند اين حديث صحيح است . مؤلف گويد : « طحاوى » همين حديث را در [ شرح معانى الآثار 2 / 88 ] به دو طريق نقل كرده است و در صدر آن گويد : معمول « ابو بكر » آن بود كه باده‌گسارى را چهل ضربت مىزد ؟ ! و « عمر » هم وى را چهل ضربت مىزد ؟ ! « وبره » گويد : در يكى از اوقات ، « خالد بن وليد » مرا بسوى « عمر » فرستاد ( و ادامه حديث همانطور است كه يادآورى شد ) و « دار قطنى » هم اين حديث را در [ سنن در كتاب حدود ص 346 ] ذكر كرده است . [ فتح البارى در شرح بخارى 15 / 73 ] گفته است : « طبرانى » ، « طحاوى » و « بيهقى » از طريق « اسامة بن زيد » از « زهرى » از « حميد بن عبد الرحمن » روايت مىكند كه مردى از مردم « بنى كلب » به نام « ابن دبره » به اطلاع رساند كه معمول « ابو بكر » و « عمر » آن بود كه باده‌گسار را چهل تازيانه مىزدند ؟ ! همو گويد : در يكى از اوقات « خالد بن وليد » مرا بسوى « عمر » روانه كرد تا پيام وى را به او ابلاغ نمايم كه : مردم با علاقه هر چه تمامتر به باده‌گسارى مىپردازند و از حدّى كه براى آنها معين شده است بيمى ندارند و به شكنجهء آن به