سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
96
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
دگرگون شد و خطاب به من ، فرمود : اى بريدة ! « ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم » ؛ مگر نه اين است كه من از جان مؤمنان اوليتر به خود آنها مىباشم ؟ عرض كردم : يا رسول الله ! همانطور است كه مىفرمائيد : آنگاه فرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » [ مسند احمد حنبل 4 / 372 ] به سند خود ، از « ابو عبد الله ( ميمون ) » روايت كرده است ، در حالى كه حضور داشتم و سخن « زيد بن ارقم » را مىشنيدم مىگفت : همراه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در سرزمينى به نام « خم » وارد شديم ، پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله دستور داد همراهان را به نماز دعوت كنند . در گرماى نيمروز با آن حضرت نماز گزارديم . پس از انجام نماز ، پارچهاى بر روى درخت خار دارى افكندند و سايبانى درست كردند ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در زير سايبان قرار گرفت و به ايراد خطابه پرداخت . در آن سخنرانى فرمود : البته مىدانيد و البته گواهى مىدهيد كه من نسبت به هر مؤمنى اوليتر از خود او مىباشم ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! چنان است كه مىفرمائيد . فرمود : به همين دليل ، هر كسى كه من اوليتر به جان او مىباشم ، على عليه السّلام هم اوليتر به جان اوست . سپس براى دوستان على دعا كرد و براى دشمنانش نفرين . مؤلف گويد : « احمد حنبل » اين حديث را در [ 4 / 372 ] به طرز ديگر از « ابو عبد الله ميمون » روايت كرده است كه گفت : در زير سراپردهاى در حضور « زيد بن ارقم » بودم ، مردى از آخر سراپرده نزديك « زيد » آمد . « زيد » از او پرسيد : چه شنيدهاى ؟ گفت : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : آيا چنان نيست كه از همهء مؤمنان اوليتر به جان شما مىباشم ؟ عرضه داشتند : آرى ! چنان است كه مىفرمائيد . فرمود : بنا بر اين « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » « ميمون » گفته است كه برخى از مردم از « زيد بن ارقم » نقل كردهاند ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پس از جمله مزبور ، فرمود : « پروردگارا ! دوست على را دوست و دشمن او را دشمن بدار » .